آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٤٣٥ - درس صد و بيست و هفتم آيات متشابه از سوره قصص تا سوره تين
مىخواست، آنان را امتى واحد قرار مىداد.) منظور اين است كه اگر خدا مىخواست مردم را مجبور كند كه امتى يگانه باشند، چنين مىكرد، به عبارت ديگر، مشيت در اينجا. مشيت اجبار است كه خداى متعال، در اين زندگى دنيوى كه عالم تكليف و آزمون است، اين چنين اراده نكرده است، زيرا با حكمت اختيار و اراده منافات دارد.
٢٢٠- آيه ١٥ سوره شورى: لا حُجَّةَ بَيْنَنا وَ بَيْنَكُمُ. (پس از تبليغ رسالت) ديگر هيچ حجت و گفتگويى بين ما و شما باقى نيست.) گويند: آيه بر آن دليل است كه بر كافران حجتى نيست و آنان بر انجام عصيان و كفر معذورند! گوييم: اين نظر، به دليل ضرورت دين، نادرست و باطل است، زيرا بر همه كافران و گنهكاران حجت تمام شده است: قُلْ فَلِلَّهِ الْحُجَّةُ الْبالِغَةُ.[١] (بگو اى پيغمبر، براى خدا حجة بالغه است.) ولى در آيه «حجت» به صورت منفى به كار رفته است و «مجاهد»، آن را به «خصومت» تفسير كرده است. بدين معنى كه بين ما و شما خصومتى نيست. زيرا خصومت لازمه عدم حجت است و چيزى را به لازمه آن تفسير كرده است، ولى مقصود اين است كه بين ما و شما اتمام حجت شده است، زيرا بين ما و شما حق آشكار شده و چيزى باقى نمانده است كه شما ندانيد تا بدان بر شما احتجاج و استدلال كنيم غير از كينهتوزى و دشمنى شما كه زمينهاى براى استدلال بر جاى نمىگذارد. بنابراين، ما شما را به خود وامىگذاريم تا در روز رستاخيز يكديگر را ببينيم، و خدا بين ما و شما داورى خواهد كرد. همه آيه و دنباله آن در آيه بعد، بر اين معنى دليل است كه مىگويد:
وَ قُلْ آمَنْتُ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ مِنْ كِتابٍ، وَ أُمِرْتُ لِأَعْدِلَ بَيْنَكُمُ اللَّهُ رَبُّنا وَ رَبُّكُمْ لَنا أَعْمالُنا وَ لَكُمْ أَعْمالُكُمْ لا حُجَّةَ بَيْنَنا وَ بَيْنَكُمُ اللَّهُ يَجْمَعُ بَيْنَنا وَ إِلَيْهِ الْمَصِيرُ* وَ الَّذِينَ يُحَاجُّونَ فِي اللَّهِ مِنْ بَعْدِ ما اسْتُجِيبَ لَهُ حُجَّتُهُمْ داحِضَةٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ عَلَيْهِمْ غَضَبٌ
[١] انعام، ١٤٩.