آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٣٣٩ - درس صد و بيست و دوم آيات متشابه سوره انفال
است، بنابراين، تصميمهاى او را فسخ مىكند، نيتها و تصميماتش را دگرگون مىكند، ترس او را به آرامش و آرامش او را به ترس دگرگون مىسازد، به يادآورى فراموشى و به فراموشى، يادآورى مىبخشد».
ناگفته نماند كه تعبير قلب به شهوات نفسانى با فصاحت قرآن سازگار نيست.
قلب، اندامى است گرانقدر در پيكره آدمى و از آن به سرچشمه شناختهاى والاى انسانى تعبير شده است: إِنَّ فِي ذلِكَ لَذِكْرى لِمَنْ كانَ لَهُ قَلْبٌ أَوْ أَلْقَى السَّمْعَ وَ هُوَ شَهِيدٌ.[١]- در هلاك پيشينيان پند و تذكّر است آن را كه قلب هوشيارى باشد يا گوش دل به سخن حق فرا دهد و به حقايقش توجه كامل كند». بدين دليل است كه بر قلب آنكس كه از ياد خدا روى گردانده، مهر نهاده شده است و بعيد است كه چيزى را درك كند.
سرانجام اينكه اگر قلب به نفس تعبير شود و تعبير آيه اين چنين باشد: أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ مفهومى كه نقل شد، مفهومى است، محكم و بىشك چنان تفسيرى درست است.
٣- خداوند، به وسيله مرگ، بين انسان و بهرهگيرى وى از قلب خود، حائل و فاصله مىشود. اين بهمنزله هشدارى است كه آدميان پيش از پايان زندگانى به توبه و بازگشت از گناه روى آورند كه مرگ پايان فرصتهاست و پردهاى بين شخص و آرزوهايش است. زندگى، فرصتى گرانبها است كه انسان مىتواند با بهرهگيرى از آن، قلب خود را خالص و از بيماريها شفا بخشد و همان گونه كه خدا مىخواهد آن را به سرزمين سلامتى ببرد، بنابراين بهرهمندى از چنين فرصت و اخلاص بخشيدن به قلب براى فرمانبردارى از خدا و پيامبرش (ص) شايسته هر انسان است.
٤- حائل شدن خدا بين انسان و قلب او، كنايه است از نزديكى بسيار خدا به حقيقت انسان بدين معنا كه آنچه در دلها مىگذرد بر او پوشيده نيست. او پنهان و آشكار آدميان را مىداند و بدانچه در نهان سينههاست، داناست. پنهان داشتن كفر و نفاق هيچكس بر او پوشيده نيست، هر چند كه به ظاهر و به زبان اظهار ايمان كند كه
[١] ق، ٣٧.