آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٣٢٣ - درس صد و بيست و يكم آيات متشابه سورههاى انعام و اعراف
نيست: وَ مَنْ يَهْدِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ مُضِلٍ به همين جهت است كه گفتهاند: قَدِ افْتَرَيْنا عَلَى اللَّهِ كَذِباً إِنْ عُدْنا فِي مِلَّتِكُمْ- اگر به طريقت شما بازگرديم بر خدا دروغ بستهايم.» اما موكول كردن بازگشت مؤمنان قوم شعيب به پذيرش طريقت كافران را، به خواست خدا، امرى است ظاهرى بر خلاف خواسته ايشان و از باب تعليق به محال و يا از جهت بيم و پرهيز از دشمنيهاى آنان است كه خداى متعال در آيه ٢٨ سوره آل عمران گفته است: لا يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكافِرِينَ أَوْلِياءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ. وَ مَنْ يَفْعَلْ ذلِكَ فَلَيْسَ مِنَ اللَّهِ فِي شَيْءٍ إِلَّا أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقاةً.- نبايد اهل ايمان، مؤمنان را واگذاشته و از كافران دوست گيرند و هركس چنين كند، رابطه او با خدا مقطوع است مگر براى در حذر بودن از شرّ آنها و خدا شما را از عقاب خود مىترساند.» به همين جهت است كه حكم در اين مورد را به دانش گسترده خداوند به مصلحت كارها و حكمت دقيق او در تكليف واگذار مىكنند: إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ رَبُّنا وَسِعَ رَبُّنا كُلَّ شَيْءٍ عِلْماً.
در واقع آنان، يارى خداوند و رهايى كامل از چنگال منحرفان و گمراهان را مىخواهند و از اين روبروى توكل مىكنند و مىگويند: عَلَى اللَّهِ تَوَكَّلْنا رَبَّنَا افْتَحْ بَيْنَنا وَ بَيْنَ قَوْمِنا بِالْحَقِّ وَ أَنْتَ خَيْرُ الْفاتِحِينَ.- بر خدا توكل كرديم، اى پروردگار ما بين ما و قوم ما به حقّ حكم كن كه تو بهترين حكمكنندگان هستى».
سرانجام خداوند، مؤمنان را به حقّ وعده پيروزى داده است:
كَتَبَ اللَّهُ لَأَغْلِبَنَّ أَنَا وَ رُسُلِي إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ عَزِيزٌ.[١]- خدا (در لوح محفوظ) نگاشته و حتم گردانيده كه البته من و رسولانم (بر دشمنان) پيروز شويم كه خدا بىحد قوّى و مقتدر است».
سرچشمه نيروى مقاومت آنان در برابر اهل شرك و الحاد، همين است. در اين گفتار نكتهاى دقيقتر است و آن اينكه ادب بنده عارف، به مقام و جايگاه پروردگار بزرگش حكم مىكند كه در هيچ كارى قطع و يقين نداشته باشد، مگر اينكه انجام آن را به اراده پروردگار خود واگذار كند، اگر چه به انجام گرفتن آن كار آگاه
[١] مجادله، ٢١.