آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٣٢٢ - درس صد و بيست و يكم آيات متشابه سورههاى انعام و اعراف
گروهى از قوم شعيب كه كبر ورزيدند، گفتند: اى شعيب! تو و آنان را كه با تو ايمان آوردهاند، از سرزمين خود بيرون مىكنيم، مگر اينكه به راه و شريعت ما بازگرديد. شعيب گفت: اگر چه كراهت داشته باشيم؟ اگر ما به طريقت شما بازگرديم، پس از آنكه خدا ما را از آن نجات داد، دروغى را به خدا بسته باشيم، و ما را شايسته نيست كه به طريقت شما بازگرديم، مگر اينكه خدا، پروردگار ما بخواهد. پروردگار ما به علم و دانش همه چيز را در برگرفته است. بر او توكل كردهايم.
در اين آيه، چند موضوع قابل گفتگو وجود دارد:
اول- بَعْدَ إِذْ نَجَّانَا اللَّهُ مِنْها- پس از آنكه خدا، ما را از آن نجات داد.» آنچه از آن نجات يافتهاند چه چيز است؟
دوم- وَ ما يَكُونُ لَنا أَنْ نَعُودَ فِيها.- شايسته ما نيست كه بدان بازگرديم» و اين دليل است بر سلب قدرت بندگان بر قبول كفر و ايمان و اينكه آنان مجبور به قبول كفر يا ايمانند.
سوم- إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ رَبُّنا.- مگر اينكه خدا، پروردگار ما بخواهد» اين استثناء كدام است؟
پاسخ: خداى متعال، به راهنمايى تشريع و سپس به هدايت توفيق و راهنمايى به راه درست، آنان را از گمراهى نجات داد، پس از آنكه آمادگى خود را براى كسب افزايش عنايت خداى متعال ابراز داشتند:
الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي هَدانا لِهذا وَ ما كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللَّهُ.- (سپاس خداوندى را كه ما را بدان هدايت كرد و اگر راهنمايى خداوند نبود ما راه را نمىيافتيم.
آنچه آنان را از بازگشت به گمراهى و ضلالت بازداشته است، عامل و مانعى درونى و گواهى آشكار وجدان است، زيرا براى آنكس كه حقّ آشكار شد و آن را به روشنى ديد، اگر وجدان او از عوامل انحراف و علاقه به تقليد كوركورانه آزاد باشد، مخالفت با آن ممكن نيست و چگونه ممكن است انسانى كه داراى آزادى عقيده و اختيار است و حقيقت را درك كرده و راه خوشبختى را يافته است، آن را ترك كند و در گرداب گمراهى گام نهد؟! كسى را كه خدا راه نمايد، برايش گمراه كنندهاى