آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٨ - درس نود و هشتم آيا در قرآن آيات متشابه وجود دارد؟
در قرآن پيمودهاند، مربوط به حل بخشى از اين مسئله است كه عبارت از آيات متشابهى است كه درباره مبدأ و معاد است و روشى نيست كه كاملا اين مسئله را حل كند، زيرا به بيان آيات مربوط به آفرينش، تقدير، قضا، قدر، جبر، اختيار، عدل، عصمت و مانند اينها نپرداخته است و روش دو فيلسوف مذكور نمىتواند، اين مسئله را حل كند.
راه حلّ قطعى، نسبت به حل اين مسئله از تمام جوانب، اين است: هنگامى كه قرآن، با همان شيوههاى متداول قوم عرب، مفاهيم و تعابير عالى و دقيقى را بيان مىكند كه از حد شعور ناچيز آن قوم، بسيار برتر و والاتر است، از وقوع تشابه در اين كتاب آسمانى و هميشگى گريزى نيست.
قرآن، مفاهيم جديدى آورد كه نسبت به انديشه جامعه بشرى آن روز، بخصوص مردم جزيرة العرب- كه از تمدن و فرهنگ به دور بودند، غريب و ناآشنا، به شمار مىآمد و از سوى ديگر لازم بود كه قرآن در تعبيرات لفظى خود، همان روشى را بكار گيرد كه در آن روزگار متداول و رايج بوده است و الفاظ متداول آن روزگار كه براى معانى و مفاهيمى مبتذل و در سطح پايين وضع شده بود، نمىتوانست بيانكننده مفاهيمى باشد كه در بالاترين درجه از پيشرفت و ترقى بوده است و از نوع مفاهيم رايج زمان خود، به شمار نمىآمده است. الفاظ و كلماتى كه عرب، براى بيان تعبيرات خود بكار مىبرد، محدود بوده و در چارچوب كوچك و تنگى قرار داشت، زيرا تعبيرات آن قوم، براى بيان مفاهيم محسوس يا نزديك به محسوسات و تا حد بسيارى، مبتذل بود. بكارگيرى چنين الفاظ و كلماتى از سوى قرآن كه براى همه انسانها، در سطحهاى گوناگون و براى هميشه آمده است، نيست به روش متداول و رايج توده مردم، ناآشنا به شمار مىآمد. به همين علت فهم توده مردم از درك حقايق قرآن ناتوان بود و تنها ظاهر لفظ و تعبير آن را درك مىكردند، زيرا اين الفاظ و كلمات ذاتا، براى گفتن مفاهيمى كه با آنها مطابقت نداشت، كافى نبود و از اين روى اقسام مجاز و انواع استعارهها و كنايهها و اشارات دقيق به كار گرفته شد. اين امر از يكسو مفاهيم قرآن را به سطح فهم عامه نزديك و از سوى ديگر دور مىكرد. نزديكى آن به فهم عامه، به دليل ريختن اين مفاهيم در قالبهاى لفظى است كه پيش عرب آشنا و شناخته شده