آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٧ - درس نود و هشتم آيا در قرآن آيات متشابه وجود دارد؟
لطيف و خبير است: لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصارَ وَ هُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ[١].
«ابن رشد» در پايان سخنش مىافزايد: اگر در شرع، دقت شود، بدست مىآيد: با آنكه شرع اين معانى را در قالب مثالهايى بيان كرده كه جز به اين شيوه، تصور اين معانى براى توده مردم ممكن نيست. دانشمندان نيز به همين شيوه، به حقيقت اين معانى پى مىبرند، بنابراين در روش تعليم براى گروههاى گوناگون مردم، بايد به همان روشى كه شريعت در پيش گرفته، اكتفا كرد و نبايد شيوه تعليم را به هم آميخت كه حكمت شريعت پيامبر (ص) از ميان خواهد رفت. چنانكه پيامبر فرمود:
إنّا معشر الأنبياء أمرنا أن ننزّل النّاس منازلهم و أن نخاطبهم على قدر عقولهم[٢].
ما پيامبران مأموريم كه مردم را در شأن و منزلت خودشان قرار دهيم و به اندازه عقلشان با آنان سخن بگوييم.
«امام فخر رازى» نيز در حل اين مسئله، راه «ابن رشد» را پيموده و مىگويد:
«در اين باره، واقعيت اين است كه قرآن، كتابى دربرگيرنده به دعوت خواص و عوام است و طبعا عوام، در بيشتر موارد از درك حقايق ناتوان هستند و وقتى با مردم عوام درباره اثبات موجودى، سخن گفته شود كه نه جسم است و نه مكانى را اشغال كرده و نه مىتوان به سوى او اشاره كرد، گمان مىبرند كه چنين موجودى، عدم و نيستى است، بنابراين بهتر است كه با اينان، با سخنانى متناسب با تصور و انديشه خود آنان، سخن گفته شود. چنين سخنى آميزهاى است از آنچه كه به حق دلالت مىكند. بخشى از اين آميزه مطالبى است كه در نخستين مرحله، به آنان گفته مىشود و اين بخش در شمار متشابهات است و بخش ديگر مطالبى است كه در مرحله بعد براى آنان كشف مىشود و در شمار بعد محكمات است.[٣] روشى را كه «ابن رشد» و «امام فخر رازى»، پيرامون توجيه وجود متشابهات
[١] انعام، ١٠٣.
[٢] الكشف عن مناهج الادلة، ابن رشد اندلسى، ص ٨٩، ٩٦، ٩٧، ١٠٧.
[٣] تفسير كبير، امام فخر رازى، ج ٧، ص ١٧٢.