آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٩ - درس نود و هشتم آيا در قرآن آيات متشابه وجود دارد؟
بود و دورى آن از فهم آنان به اين علت بود كه اين معانى و مفاهيم عالى در قالبهايى كه براى مفاهيمى اين چنين ساخته نشده بود، نمىگنجيد. همان گونه كه تنزل اين معانى هر اندازه كه در كوچك كردن آن مبالغه شود، با سطحى پايين، سازگار نيست، زيرا لفظ از رساندن مفهومى كه متناسب با آن وضع نشده و بطور كامل، با آن تطبيق نمىكند ناتوان و عاجز است و اين نكته، علت مهمتر و اساسىتر پيرامون وقوع تشابه در قرآن است. مانند مسئله «الأمر بين الأمرين» و ديگر مسائل دشوار كلامى كه درباره مبدأ، معاد، آفرينش و رازهاى دشوار آن كه بر بيشتر مردم پوشيده است، گفتگو مىكند.
براى نمونه، اين گفته خداى متعال: وَ إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً[١] سخنى رمزى از شأن و جايگاه انسان، بطور كلى در زمين است، زيرا او موجودى شگفتانگيز است كه در سرشت او، قدرتى شگرف نهفته است كه مكان براى او تنگ و كوچك است و همه نيروهاى زمين و آسمان تحت سيطره و تسخير اوست: وَ سَخَّرَ لَكُمْ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ[٢] اين همه نعمت به دليل فضل نبوغ و استعداد شگفتانگيز اوست و اين نبوغ و استعداد است كه به او قدرت آفرينش و ابداع را مىبخشد و اين انديشه و كوشش او در راه دستيابى به كمال است كه چنين آثارى را به بار مىآورد تا آنجا كه نماينده و مظهر خداى متعال، شمرده مىشود و نمونهاى از مظهر خداى بزرگ به شمار مىرود. به اين دليل است كه در آن روز، اين موجود را خليفه و جانشين خود در زمين معرفى كرد تا خليفه او در سراسر جهان هستى گردد.
عرب نمىتوانست، چنين انديشهاى را از انسان درك كند و به انديشهاش خطور نمىكرد كه انسان در جهان وجود، چنين شأن و جايگاهى داشته باشد، او را موجودى ناتوان مىپنداشت كه درندگان بر او تسلط دارند و رزق و روزى خود را جز از راه چپاول و خونريزى و فساد در زمين بدست نمىآورد.
ازاينرو، وقتى قرآن شأن و مقام آدم را اين چنين معرفى و بيان كرد- كه
[١] بقره، ٣٠.
[٢] جاثيه، ١٣.