آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٦٦ - درس صد و هفدهم حل شبهههاى جبرگرايان
فَإِذا جاءَتْهُمُ الْحَسَنَةُ قالُوا لَنا هذِهِ وَ إِنْ تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ يَطَّيَّرُوا بِمُوسى وَ مَنْ مَعَهُ.[١] (آنگاه كه به قوم موسى نيكويى مىرسيد، آن را به شايستگى خود نسبت داده و هرگاه بدى (مانند قحطى و سختى) بر آنها مىآمد، به موسى و همراهانش فال بد مىزدند.) خداوند در آيه ديگر در تكذيب آنان مىگويد: بَلَوْناهُمْ بِالْحَسَناتِ وَ السَّيِّئاتِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ. (ما بنى اسرائيل را به خوبىها و بديها [مانند فقر و غنا و جنگ و صلح] بيازموديم باشد كه [به حكم حقّ] بازگردند.) اين آيه تصريح مىكند كه بدى و خوبى از سوى خداست و از باب مصلحت است، تا مگر گناهكار و كافر از كفر و گناه دست بدارند.
تفسير درست دو آيه اين است كه منظور از حسنه در اينجا آسايش و نعمت بسيار و منظور از سيئه، خشكسالى و قحطى و بلا است و هر دو از خداوند است تا با ارزانى داشتن نعمتها، سپاسگزارى يا ناسپاسى آنان را بيازمايد. با دچار ساختن آنان به بلاء، خوددارى آنان را از طغيان يا افزايش آن را آزمايش كند. گاهى نيز، نعمتها از روى تفضّل و افزايش احسان به پاداش شكر و سپاس بندگان است: لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ[٢] و فرودآمدن بلا از روى عقاب است: فَلَوْ لا إِذْ جاءَهُمْ بَأْسُنا تَضَرَّعُوا وَ لكِنْ قَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطانُ ما كانُوا يَعْمَلُونَ.[٣] (چرا هنگامى كه بلاى ما به آنها مىرسد، توبه و زارى و تضرع نكردند (تا نجات يابند). بدين سبب نكردند كه دلهاشان را قساوت فرا گرفت و شيطان، كردار زشت آنها را در نظرشان زيبا نمود.) بنابراين، سيئه نيز مانند حسنه از سوى خداست و حكمت آن بازگشت بندگان به راه راست و خوددارى از باطل، از باب لطف است، يا از باب كيفر و عذاب به دليل سركشى و طغيان آنان. جز اينكه علت و موجب فرودآمدن بلا خود آنانند كه اين عقاب، كيفر كارهاى خودشان است.
با اين بيان، جمع بين اينكه حسنه و سيئه هر دو از سوى خداست و اينكه سيئه از بندگان است ميسر مىگردد، زيرا حسنه (نعمت و آسايش) صرف تفضل خداست و كسى- خود به خود- براى خوبى شايستگى پاداش را ندارد، جز اينكه خداوند، در
[١] اعراف، ١٣١.
[٢] اعراف، ٩٦.
[٣] انعام، ٤٣.