آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٠٠ - آيات پيرامون«يد»(دست)
چارپايانى را كه ساخته دست ماست براى آنان آفريديم و در تملك و اختيار آنان است.) كه كنايه است از اينكه خداى متعال به تنهايى آنها را آفريده و هيچكس در آفرينش آنها با وى همكارى نداشته است. به سخن ديگر، آنها آفريدگان خداى متعال هستند و آنان به گونهاى در آنها تصرف مىكنند كه گويى ملك و آفريدگان آنان است و به جاى سپاس خدا كفر مىورزند.
آيه ٤٧ سوره ذاريات: وَ السَّماءَ بَنَيْناها بِأَيْدٍ. به اين معنى است كه (و كاخ آسمان را ما به قدرت خود برافراشتيم.) همان گونه كه در آيه ٤٥ سوره ص:
وَ اذْكُرْ عِبادَنا إِبْراهِيمَ وَ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ أُولِي الْأَيْدِي وَ الْأَبْصارِ (اى رسول ما ياد كن از بندگان (خاص) ما ابراهيم و اسحاق و يعقوب كه همه صاحب اقتدار و بصيرت بودند). كلمه «ايد» به معنى قدرت و نيرو آمده است.
اين سخن «اشعرى» كه «در زبان عرب نمىتوانيم بگوييم: به دست خود چنين كردم «عملت بيدى كذا» و از «يد» نعمت اراده كنيم»، سخنى احساساتى و ادعايى و بدون علم است، زيرا مقصود از «يد» در آيات مذكور، منحصر بودن خداى متعال در ملك و سلطنت خويش است و در آيه ذاريات به معنى قوت و استحكام است و از نعمت گفتگويى در ميان نيست. او پيرامون جمع «يد» نيز به بيراهه رفته است، زيرا اگر «يد» به معنى نعمت، باشد، جمع آن «ايادى» است و نه «ايدى»، و «يد» در سوره ذاريات به معنى قوت است نه نعمت كه بىشك جمع آن «ايدى» است، همان گونه كه در آيه ٤٥ سوره ص أُولِي الْأَيْدِي وَ الْأَبْصارِ نيز آمده است. ضمنا آنان كه قدرت را نفى مىكنند، قائم بودن مبدأ قدرت را به ذات مقدس خداى متعال به عنوان صفت زائد به ذات، نفى مىكنند و نه قدرت خداى متعال را بطور مطلق. و اين خلط مبحثى از «اشعرى» است كه آنچه را افراد مخالف او نگفتهاند، به آنان نسبت مىدهد.
«يد» در خَلَقْتُ بِيَدَيَ به معنى عنايت و توجه مخصوص است، نه به معنى قدرت كه «اشعرى» بر خلاف واقع، آن را به اهل عدل و تنزيه نسبت مىدهد.
آيه ١٠ از سوره فتح: إِنَّ الَّذِينَ يُبايِعُونَكَ إِنَّما يُبايِعُونَ اللَّهَ، يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ، فَمَنْ نَكَثَ فَإِنَّما يَنْكُثُ عَلى نَفْسِهِ (اى رسول، مؤمنانى كه (حديبيّه) با تو بيعت كردند، به حقيقت با خدا