شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٩٤ - تأكيد بر لزوم دقّت در اجزاء تعريف
در نتيجه، اگر ببينيم، مغناطيس دست را جذب نمىكند، ولى آهن را جذب مىكند، لازمهاش آن نيست كه بگوييم حقيقتِ آن، مختلف است؛ يعنى وقتى در دست قرار مىگيرد حقيقتى دارد؛ و وقتى در كنار آهن قرار مىگيرد حقيقت ديگرى دارد! خير؛ حقيقت مغناطيس همواره يكى است. زيرا، مغناطيس آهن را در هر حال جذب مىكند. چه آنگاه كه در كف قرار دارد، چه آنگاه كه در كنار آهن قرار دارد، و به ديگر سخن، همواره اين قضيّه شرطيه در موردش صادق است كه هر گاه در كنار آهن قرار گيرد آن را جذب مىكند.
ماهيّت اشياء ديگر نيز، چنين است. به طور مثال، در موردجوهر كه مىگوييم ماهيتى است كه وجود خارجىاش «لا فى الموضوع» است؛ اين ماهيّت در ذهن نيز همين ويژگى را خواهد داشت. يعنى آنگاه كه در ذهن پديد مىآيد، باز ماهيتى است كه وجود خارجىاش «لا فى الموضوع» است.
آرى، گر چه ماهيت جوهر آنگاه كه در عقل و ذهن موجود مىشود، وجودش در موضوع است؛ مع الوصف، تعريف فوق همچنان بر آن صادق است. زيرا، تعريف فوق آن بود كه وجود خارجىاش «لا فى الموضوع» است؛ نه وجود ذهنىِ آن.
فَاِنْ قيلَ، قَدْ قُلْتُمْ: اِنَّ الْجَوْهَرَ هُوَ ما ماهِيَّتُهُ لا تَكُونُ في مَوْضُوع اَصْلا، وَقَدْ صَيَّرْتُمْ ماهِيَّةَ الْمَعْلُوماتِ في مَوْضُوع. فَنَقُولُ، قَدْ قُلْنا: اِنَّهُ لا يَكُونُ في مَوْضُوع فىِ الاَْعْيانِ اَصْلا. فَاِنْ قيلَ: قَدْ جَعَلْتُمْ ماهِيَّةَ الْجَوْهَرِ اَنَّها تارَةً تَكُونُ عَرَضاً وَتارَةً جَوْهَراً، وَقَدْ مَنَعْتُمْ هذا. فَنَقُولُ: إنّا مَنَعْنا اَيْضاً اَنْ تَكُونَ ماهِيَّةُ شَىْء تُوجَدُ فىِ الاَْعْيانِ مَرَّةً عَرَضاً وَمَرَّةً جَوْهَراً حَتّى تَكُونَ فىِ الاَْعْيانِ تَحْتاجُ اِلى مَوْضُوع مّا وَفيها لا تَحْتاجُ اِلى مَوْضُوع اَلْبَتَّهَ، وَلَمْ نَمْنَعْ اَنْ يَكُونَ مَعْقُولُ تِلْكَ الْماهِيّاتِ يَصيرُ عَرَضاً، اَىْ تَكُونُ مَوْجُودَةً فىِ النَّفْسِ لا كَجُزْء.