شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٤٤ - تامّ و ناقص در طبيعت عدد مطرح نيست
دو مبدء را در نظر گرفت كه يكى از آندو، مبدء حقيقى و ديگرى مبدء نسبى و اضافى باشد. چنانكه مطلب در مورد منتهى نيز از همين قرار است. ممكن است يكى از دو منتهاى حقيقى باشد و ديگرى اضافى! امّا، منتهاى اضافى از يك جهت وسط محسوب شود. مگر اينكه دو منتها را براى دو عدد در نظر بگيريم.
امّا، وسائط مىتوانند كثرت داشته باشند ولى همه آنها در واسطه بودن يكساناند. يعنى همه آنها از آن جهت كه واسطهاند مانند اين است كه يكى باشند.
نكته شايان ذكر درباره وسائط اين است كه كثرت آنها محدود به حدّى نيست كه توقف آنها بر آن حدّ لازم باشد. از اين رو، نمىتوان گفت عددى بايد باشد كه مبدء و منتهاى آن يكى است و وسائط آن نبايد از اين تعداد معيّن بيشتر نباشد. زيرا، عددْ حدّ معيّنى ندارد و چنين نيست كه اگر از آن حدّ گذشت، ديگر عدد نباشد. هر عددى را فرض كنيد مىتواند واسطهاش بيش از آنچه كه هست باشد.
بنابراين، حصول مبدء و منتهى و وسط، بهترين ترتيبى است كه مىتوان براى اشياء ذواتالعدد در نظر گرفت. و اين ويژگى، جز براى عدد، تحقق نمىيابد و عددى كه منحصر است در يك مبدء و منتهى و وسط، تنها عددِ سه (٣) است.
وَاِذا اَشَرْنا اِلى هذَا الْمَبْلَغِ فَلْنُعْرِضْ عَنْهُ، فَلَيْسَ مِنْ عادَتِنا اَنْ نَتَكَلَّمَ في مِثْلِ هذِهِ الاَْشْياءِ الَّتي تُبْنى عَلى تَخْمينات اِقْناعِيَّة وَلَيْسَتْ مِنْ طُرُقِ الْقِياساتِ الْعِلْمِيَّةِ. بَلْ نَقُولُ: اِنَّ الْحُكَماءَ اَيْضاً قَدْ نَقَلُوا التّامَّ اِلى حَقيقَةِ الْوُجُودِ، فَقالُوا مِنْ وَجه: اِنَّ التّامَّ هُوَ الَّذي لَيْسَ شَىْءٌ مِنْ شَأْنِهِ اَنْ يَكْمُلَ بِهِ وُجُودُهُ بِما لَيْسَ لَهُ، بَلْ كُلُّ ما هُوَ كَذلِكَ فَهُوَ حاصِلٌ لَهُ. وَقالُوا مِنْ وَجْه آخَرَ: اِنَّ التّامَّ هُوَ الَّذي بِهذِهِ الصِّفَةِ مَعَ شَرْطِ اَنَّ وُجُودَهُ بِنَفْسِهِ عَلى اَكْمَلِ ما يَكُونُ لَهُ هُوَ وَحْدَهُ حاصِلٌ لَهُ وَلَيْسَ مِنْهُ اِلاّ