شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٦٦٤ - پاسخ اشكال
چنانكه ملاحظه مىكنيد بايد در تعريف، چيزى را كه نسبت به آن، كل محسوب مىشود، اخذ كنيم، تا جزء شناخته شود.
فَيَجِبُ أَنْ نَعْرِفَ الْعِلَّةَ في هذا. فَنَقُولُ: إِنَّ هذِهِ لَيْسَ شَىْءٌ مِنْها أَجْزاءَ النَّوْعِ مِنْ جِهَةِ ماهِيّتِهِ وَصُوْرَتِهِ. ثُمّ إنَّهُ لَيْسَ مِنْ شَرْطِ الدّائِرَةِ أَنْ تَكُونَ فيها قِطْعَةٌ بِالْفِعْلِ تَتَأَلَّفُ عَنْها صُورَةُ الدّائِرَةِ، كَما مِنْ شَرْطِها أَنْ يَكُونَ لَها مُحيط:وَلا مِنْ شَرْطِ الاِْنْسانِ ـ مِنْ حَيْثُ هُوَ إِنْسانٌ ـ أَنْ يَكُونَ لَهُ إِصْبَعٌ بِالْفِعْلِ، وَلا مِنْ شَرْطِ الْقائِمَةِ أَنْ تَكُونَ هُناكَ حادَّةٌ هِىَ جُزْءٌ مِنْها. فَهذِهِ كُلُّها لَيْسَتْ أَجْزاءً لِلشَّىْءِ مِنْ حَيْثُ ماهِيَّتِهِ بَلْ مِنْ حَيْثُ مادَّتِهِ وَمَوْضُوعِهِ. فَإِنَّما يَعْرِضُ لِلْقائِمَةَ أَنْ تَكُونَ فيها حادَّةٌ، وَلِلدّائِرَة[١] أَنْ تَكُونَ فيها قِطْعَةٌ لاِِنْفِعال يَعْرِضُ لِمادَّتِها، لَيْسَ ذلِكَ مِمّا يَتَعَلَّقُ بِهِ اِسْتِكْمالُ مادَّتِها بِصُورَتِها وَلاَ اسْتِكْمالُ صُورَتِها في نَفْسِها.
پاسخ اشكال
اشكال فوق، در واقع، مشتمل بر دو بخش است: يك بخش اين است كه چرا در مواردى براى تعريف كلّ از اجزاء استفاده نمىشود، و به عنوان مثال: در تعريف دايره از قطاع، و در تعريف انسان از انگشت، و در تعريف زاويه قائمه از زاويه حادّه استفاده نمىشود؟ و بخش دوم اين است كه چرا در تعريف بعضى از اجزاء، مانند مثالهاى فوق، از كل استفاده مىشود؟ شيخ در مقام پاسخ از بخش اوّل اشكالْ توضيح مىدهد كه اجزاء مذكور، در واقع، اجزاء ماهيّت نيستند تا در تعريف آنْ اخذ شوند. سپس به پاسخ از بخش دوم اشكال مىپردازد و يكايك مثالها را به تفصيل مورد بحث قرار مىدهد، و جواب اجمالى اين است كه اين تعريفات از باب «زيادة الحدّ على المحدود» است كه قبلا اشاره شد.
اينك توضيح متن: اگر بخواهيم دايره را به اجزائش تعريف كنيم بايد
[١] يعنى: «يُعرض للدائرة». عطف است به جمله «يُعرض للقائمه...».