شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٦٣٢ - توضيح عبارت متن درباره « حدّ»
مثال گفته مىشود: «حدّ الجسم الابيض» يا «حدّ مجموع الجسم و البياض» امّا، اين اطلاق، اطلاقِ حقيقى نيست.
پس، اطلاقِ حدّ در جوهر بسيط، اطلاقِ حقيقى است. و در اين اطلاق، «حد» با «محدود» مطابق است و زيادتى بر آن ندارد.
امّا، آنجا كه جسم را بعنوان جوهرى مركّب از مادّه و صورت بخواهيم تعريف كنيم، يا مجموع جوهر و عَرَض را بخواهيم تعريف كنيم، بايد در «حد»، مفهومى را زائد بر آنچه در محدود است اخذ نمائيم. در اين موارد گفته مىشود حدّى است كه بر محدود خارجىاش زيادتى دارد و با آن مطابقت دقيق ندارد. (زيادة الحدّ على المحدود).
توضيح عبارت متن درباره «حدّ»
آنچه اكنون براى ما سزاوار است كه آن را بشناسيم اين است كه اشياء چگونه «تحديد» مىشوند؟ و چگونه «حد» آنها بيان مىشود؟ آيا حدّ آنها هميشه با محدود، مطابقت دارد؟ يا در برخى موارد، حدّ آنها زائد بر محدود است؟ به طور مثال، گاهى مىگوئيم «صورة الشىء» و گاهى مىگوئيم «ماهية الشىء» آيا اين دو، هميشه مساوىاند؟ يا همه جا با هم فرق دارند؟ يا موارد با هم فرق دارد؟ گاهى ماهيّت، با صورت يكى است و گاهى تفاوت مىكند.
اينجا جناب مصنف، مقدمهاى را ذكرمى كند و طى آن مىگويد: بعضى مفاهيم، مفاهيم تشكيكى هستند. يعنى دقيقاً به يك معنى و با يك ويژگى در همه موارد بكار نمىروند. مانند مفاهيم عامّه: مفهوم وجود، مفهوم وحدت! اينها يك مفهوم هستند، امّا موارد و مصاديق آنها از جهت تقديم و تأخير و از لحاظ شدّت و ضعف و نيز از لحاظ انواع تشكيكهايى كه هست همچون اولويت و عدم اولويت و مانند آن، فرق مىكند.