شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٦١٧ - وحدت و كثرت مفاهيم ماهوى
«فصل». و مجموع آنها هم «حد» را تشكيل مىدهند. در اين لحاظ، اجزاء قابل حمل بر يكديگر نيستند. زيرا، جزئيّت و كليّت و مغايرت، مطرح است.
وحدت و كثرت مفاهيم ماهوى
حال، با توجه به اينكه دو اعتبار وجود دارد؛ بر اساس كداميك از آن دو اعتبار، وحدت لحاظ مىشود و بر اساس كداميك از آنها كثرت؟اگر مستشكل كه در آغاز فصل، رابطه حدّ و محدود را مطرح مىكند، مقصودش از «حد» همان معناى باز شده باشد كه ما از انسان در ذهن داريم؛ اين، همان اعتبار نخست است. يعنى مفهوم باز شدهاى است كه حكايت مىكند از ماهيت واحدى در خارج. به ديگر سخن: آن مفهوم باز شده، مفاهيمى را پديد مىآورد كه جملگى از يك طبيعت، حكايت مىكنند و يك چيز را به وصف مىكشند.
اگر اينچنين فرض كنيم، آن مفهوم، همان انسانى است كه عين حيوان است. حيوانيّتِ آن هم عين ناطقيّتِ آن است. طبق اين اعتبار، همه آن مفاهيم پديد آمده از آن مفهومِ باز شده، يكى هستند. اگر تفاوتى هم باشد، فقط به «تحصّل» و «لا تحصّل» بر مىگردد.
در اين اعتبار، اگر حدّ را به اين معنا در نظر بگيريم، حدّ، همان محدود خواهد بود، و به ديگر سخن، در عالم عقل، همان انسان است كه به ذهن آمده و حيوان ناطق، شده است. حيوان ناطق، همان انسان است. پس اين اعتبار، جايگاه لحاظ وحدت است. (اين در صورتى است كه منظور از حدّ، همان مفهوم تفصيلى خارجى باشد.) امّا، اگر مقصود، نظر ثانوى منطقى باشد، اين حدّ، مركب از دو جزء است كه يكى از آن دو، جنس و ديگرى فصل است. در اين صورت، معناى اين حدّ، عين محدود خارجى نيست. بلكه اين معنا چيزى است كه وسيله براى