شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٥٥١ - انواع عوارض مشخّصه
ديگرى شخص معروض عوض مىشود. به عنوان مثال: ذكورت براى يك رجل، عرضى است كه بر او عارض شده و غير از ماهيّت نوعيه است. معالوصف به گونهاى است كه اگر اين امر عَرَضى عوض شود (لو توهّم مرفوعاً) ديگر نمىتوان گفت اين، همان شخص است.
ب) بعضى از امور به گونهاى است كه اگر عوض هم بشوند، نه تنها ماهيّتِ معروض آنها عوض نمىشود، بلكه وجود خاصّ آن هم عوض نمىشود. به عنوان مثال: اگر زيد از مكان نخستين به مكان ديگرى انتقال يابد، موجب آن نمىشود كه به شخص ديگرى بدل شود.
پس، با توهّم رفع اين عَرَض، شخص معروضْ عوض نمىشود. آنچه منشأ تشخص آن بود و منشأ مغايرتش با عمرو، بكر، هند و... بود بواسطه تغيير مكان، عوض نشد؛ بلكه آن، همچنان باقى است و از اين رو، شخصيتش محفوظ است. تنها جهت مغايرتى كه از حيث مكان با ديگران داشت، عوض شد. بنابراين، با تبدّل اينگونه اعراض، ماهيّت نوعيه عوض نمىشود.
امّا، فرق ميان اعراض چيست؟ و كجا اگر عرض عوض شود شخص معروض هم عوض مىشود؟ و كجا اين دگرگونى پديد نمىآيد؟ كجا واقعاً عَرَض است و كجا فصل است؟ اين مسائل ممكن است در پارهاى موارد براى ما موجب اشتباه گردد و نتوانيم درست تشخيص بدهيم، ولى بحث ما در مقام شناخت نيست. در مقام نفسالامر است. در مقام نفسالامر عوارض اينگونهاند. امّا، اينكه هر يك به طور جداگانه چگونهاند، مصنف مىگويد: ما درصدد مشخص كردن آن نيستيم. عذر ما هم اين است كه بحث ما درباره علم و تشخيص نيست؛ بلكه درباره نفسالامر است. ما تنها درصدد آنيم كه بگوييم اين اعراض، انواعى دارند. يا عَرَض با فصل اختلاف دارد، امّا، اينكه كجا عَرَض است و كجا فصل؟ يا كجا عرضْ منشأ اختلاف در شخص مىشود و كجا نمىشود؟ اين امور بر عهده ما نيست.