شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٥٣٩ - نيازمندى و بى نيازى طبيعت جنسى نسبت به اعراض
نيازمندى و بىنيازى طبيعت جنسى نسبت به اعراض
براى اينكه جنسى ماهيّت جنسيه داشته باشد و به طور مثال براى اينكه جسم، به مفهوم جنسىاش جسم باشد، نيازمند اعراض نيست. يعنى نيازمند آن نيست كه رنگ زرد يا سفيد داشته باشد. اين جسم براى آنكه معناى جنسى خود را داشته باشد احتياج به اعراض ندارد. امّا، اين بدان معنا نيست كه حتى اگر چيزى اين اعراض را دارد بر آنها حمل نمىشود، و معناى حمل جنس بر آنها اين نيست كه اعراضِ مذكور در حوزه مفهومى ماهيت جنسى كه اينجا يك ماهيّت جوهرى است راه مىيابند. مفاهيم عَرَضى، درون ماهيت جنسى و جوهرى قرار نمىگيرند و جزئى از آن بشمار نمىروند، بلكه امورى خارج از طبيعت مذكور هستند؛ گرچه با آن در خارج متحدند.
بنابراين، براى اينكه جسمى (طبيعت جنسى) در خارج تحقق يابد، اعراض مشخصهاى خواهد داشت. چنانكه فصل منوّع هم خواهد داشت؛ ولى اعراضِ مذكور داخل در آن طبيعت نيستند. از اينرو، اگر بخواهيم اين اعراض را در آن معناى جنسى وارد كنيم خواهيم ديد كه چنين امورى در طبيعت جنسى نيستند و حقيقتاً با آن بيگانهاند.
در نتيجه، هرگاه جسم را به معناى جنسى اخذ كنيم، قابل حمل بر اشياء خواهد بود. امّا، اگر آن را به معناى مادّه اخذ كنيم و آن را ماهيّت تامّى بينگاريم ديگر قابل حمل بر اشياء نخواهد بود. مگر آنكه به عنوان جزء لحاظ شود.
بنابراين، آنچه حكماء گفتهاند دو مطلب است:
الفـ طبيعت جنسى براى آنكه طبيعت جنسى باشد نيازمند اعراض نيست.
بـ طبيعت جنسى براى اينكه تحقق خارجى يابد نيازمند اعراض است.