شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٥٣١ - بحث نخست اعراض لازم و غير لازم
عوارض داراى يك تقسيم اوّليهاى هستند كه بر اساس آن، به دو دسته تقسيم مىشوند: الفـ لازم؛ بـ غيرلازم.
مفاهيم عَرَضىِ لازم، به حسب استقراء[١] به پنج دسته تقسيم مىشوند:
جناب مصنف اقسام را فهرستوار ذكر مىكند، كه البته بحث مهمّى در اينجا وجود ندارد.
١ـ مفاهيمى كه لازمه اجناس جنساند. يعنى اگر جنسى خودش هم جنس دارد، ممكن است جنسالجنسْ لازمى داشته باشد؛ در اين صورت، لازم جنسالجنس براى اجناس متوسط و انواع بعد از آن نيز لازم خواهد بود.
٢ـ مفاهيمى كه لازمه فصول اجناس جنس هستند. يعنى خودش جنس متوسط است و فصلالجنس آن لازمى دارد.
٣ـ مفاهيمى كه لازمه جنس از ناحيه فصلش مىباشند. و در واقع، بازگشت آن به لازم فصل آن است.
٤ـ مفاهيمى كه لازمه فصلهايى است كه تحت جنس واقع مىشوند. يعنى بعد از آنكه جنس بواسطه فصل خودش، تنوع پيدا كرد، لوازمى خواهد داشت.
٥ـ مفاهيمى كه لازمه ماده شىء است. يعنى مادّهاى كه اين شىء از آن بوجود مىآيد و علّت «ما منه الوجودش» بشمار مىرود، يك عَرَض لازمى دارد.
بنابراين، گاهى عرض لازمْ براى فصل مقوّم جنس است مثل چيزى كه لازمه جسميّتِ جسم است. فصل مقوّمِ جسمِ، «ذو اقطار ثلاثة» است. اگر «ذو اقطار ثلاثة» لازمهاى داشته باشد؛ چنانكه به طور مثال لازمهاش «مكاندار بودن» باشد، اين لازمه خود جنس خواهد بود يعنى جنس جسم بخاطر چنين فصلى فصل ذو اقطار ثلاثهـ اين لازمه را دارد. و اين لازمه را به خود
[١] مقصود اين است كه برهانى بر حصر تقسيم در اقسام مذكور نيست.