شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٥٢٨ - عوارضى كه با غايت نوعيه مناسبت دارند
وجود «ذكورت» و «انوثت» موجب بقاء نوع انسانى است. اگر چنين اختلافى در افراد پديد نيايد، نوع انسانى دوام نخواهد يافت؛ و منقرض خواهد گرديد. وجود تناسل كه منوط به اختلاف بين افراد است، موجب بقاء نوع مىباشد؛ و مناسبتى با نوعيّتِ اين نوع دارد. معالوصف، موجب تعدّد غايت و تنوّع آن نمىشود اختلافات، مناسبتى با غايت دارند. ولى گاهى اختلافاتى در ماده پديد مىآيد كه اساساً بيگانه از غايات است و هيچگونه مناسبتى با غايت شىء ندارد.
به هر حال، آنچه تا كنون گفتيم مقدمه بود براى اينكه بدانيم ماده در اثر تغييراتى كه پيدا مىكند، حالات و عوارض مختلفى را مىپذيرد كه گاهى مناسبت با غايت دارد و گاهى ندارد و به هر حال، خارج از هدف آن است هرچند از لوازم آن باشد.
اكنون بازمىگرديم به بحث درباره ذكورت و انوثت و توضيح آنكه آنها از قبيل معانى فصلى نيست.
ذكورت و انوثت مربوط به دستگاه تناسلى است و تناسل آنگاه مطرح مىشود كه موجود زندهاى وجود داشته باشد، حيات داشته باشد، سپس تناسل برايش حاصل شود و بچهدار شود و نسلش باقى بماند.[١] پس تا خودش يك موجود متحصّل بالفعلى نباشد و حيات نداشته باشد، تناسل برايش مطرح نمىشود. بنابراين، تناسل امرى است كه بعد از تحصّلِ نوع مطرح مىشود. پس، ذكورت و انوثت نمىتواند فصل باشد. زيرا، از يك سو بعد از تحصّل نوع مطرح مىشود. و از سوى ديگر، دو ويژگى مذكور در انواع مختلفى پديد مىآيد و از اينرو، نمىتوان گفت يكى از آنها فصل انسان است يا فصل حيوانِ ديگرى است.
[١] البته، انواع تناسلاتى كه حيوانات دارند با يكديگر فرق دارد: يكى مثلا حملش يك ماه است يكى حملش دو ماه است. يكى يك سال و يكى كمتر و بيشتر. انواع خصوصياتى كه اينها دارند بايد يك نوع تامّى بشود و اقتضاء يك نوع تناسل خاصّى را داشته باشد تا آنگاه تناسلى پديد آيد.