شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٥٢٠ - ملاك تحقّق نوعيّت
التَّنَوُّعَ بِالاِْلْتِفاتِ اِلَيْهِ. وَلَيْسَ كَذلِكَ اِذا تَوَهَّمْناهُ لا ناطِقاً وَلا اَعْجَم[١] اَوْ تَوَهَّمْنا اللَّوْنَ لا اَبْيَضَ وَ لا اَسْوَدَ بِوَجْه.
ملاك تحقّق نوعيّت
هنگامى كه منى در رحم قرار مىگيرد و آماده پذيرش صورت حيوان و اتّصاف به فصل خاصّى مىباشد ممكن است كيفيّتِ خاصّى (برودت يا حرارت) عارض آن شود خواه در اثر تغذيه خاصى يا در اثر عامل ديگرىـ و در نتيجه مزاج خاصّى كه در اثر آن حرارت يا برودت حاصل شده متصف به ذكورت يا انوثت شود ولى اين اتّصاف نه از آنرو است كه صورت نوعيهاى عارض آن شده، بلكه به واسطه عرضى خارج از حقيقت آن است.
و اينك كه چنين صفتى را پيدا كرده مثلا حرارت راـ و به صورت «نر» درآمده، اين مانع از آن نمىشود كه نوعيّت جديدى را بپذيرد. مثلا نوعيّت بقر، غنم، يا نوعيّت ديگرى را. زيرا آن فصول از ناحيه صورتاند و به ماهيت و حقيقت شىء مربوط مىشوند. وقتى جسم داراى نفس شد، (نفسى كه ويژگى آن، درّاكيّت، حسّاسيت، متحرك بالارادة بودن است) و اين نفس تحصّل خاصّى به آن بخشيد؛ وصف ذكورت و انوثتى كه در اثر امر عرضى و خارج از ماهيّتِ آنْ حاصل شده مانع از آن نمىشود كه نفس حيوانى ناطقيت يا غير ناطقيت را بپذيرد و نوعيّت جديدى پيدا كند پس ملاك نوعيّتِ آن ناطقه و غير ناطقه بودن است. نه ذكورت و انوثت!
پس، عروضِ آن عوارض كه موجب ذكورت و انوثت گرديده، تأثيرى در تنوعش ندارد. حتى اگر فرض كنيم چيزى نه مذكّر باشد و نه مؤنث، با حيوانيتِ آن منافات نخواهد داشت، و اگر اصلا هيچ التفاتى نداشته باشيم به اينكه مذكر و مؤنثى در عالم هست به نوعيّت آن ضرر نمىزند چنانكه با
[١] واژه «اعجم» در مقابل ناطق است؛ يعنى غير ناطق.