شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٥١٠ - ويژگى هاى فصل
جسمى ممكن است متحرك باشد و ممكن است غيرمتحرك باشد. معالوصف، نمىتوان گفت متحرك بودن و عدم تحرّك، هر كدام فصلى هستند كه وقتى به جنس افزوده مىشوند موجب نوعيّت جنس مىگردند، زيرا، وجود حركت در يك شىء، امرِ ثابتى نيست. گاهى حركت در يك شىء وجود دارد و گاهى وجود ندارد. همين حركتى را كه در اين شىء خاصّ فرض كرديم گاهى وجود ندارد. اساساً وجود حركت در شىء خاص ضرورتى ندارد. و هر امرى كه وجودش در يك شىء گاهى هست و گاهى نيست، نمىتواند فصل باشد.
پس، شرط دوم آن است كه چيزى داراى وصف خاصّ ثابتى باشد و همان موجب قسمت شود. در مورد حركت جسم، علىرغم اينكه ذات جسم و جوهر آن باقى است، امّا مىبينيم گاهى حركت دارد و گاهى حركت ندارد. پس، آن وصفى نيست كه اين جسم را از جسم ديگر متمايز كند پس نمىتواند فصل باشد.
پس، در صورتى قسمت، قسمتِ نوعى خواهد بود و مفهومى كه موجب قسمت مىشود مفهوم فصلى خواهد بود كه مفهومِ مذكور يك مفهومِ ثابتى در شىء باشد. يعنى تا اين شىء خاص، اين شىء و داراى اين ماهيّت است، وصف مذكور را داشته باشد. مانند «ناطقيت» براى انسان كه تا انسان انسان است ناطقيّت را دارد. چنين وصفى فصل حساب مىشود نه چيزى كه گاهى هست و گاهى نيست، همچون مشى بالفعل، كتابت بالفعل، كه همواره ضرورتاً ثابت نيستند.
در نتيجه، شرط دوم آن است كه قسمت به گونهاى باشد كه محال باشد منقلب شود يعنى قسمت هرگز عوض نشود و آنچه را جزء اين قسم قرار دادهايم جزء قسم ديگرى نشود. امّا اگر وصفى قابل تغيير باشد بواسطه تغيير وصف، قسمت هم تغيير مىكند و در نتيجه چنين قسمتى قسمت نوعى