شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٨٥ - تقدّم جسميّت به عنوان مادّه بر حيوانيت و عدم تقدم جنس بر آن
تقدّم جسميّت به عنوان مادّه بر حيوانيت و عدم تقدم جنس بر آن
مصنّف در اينجا اين پرسش را مطرح مىكند كه آيا مىتوان گفت: انسانى كه هم داراى جسميّت است و هم داراى حيوانيّت است؛ جسميّتش قبل از حيوانيّت براى او موجود مىشود؟ يا قبل از ناطقيّت برايش موجود مىشود؟
سپس پاسخ مىدهد: اگر جسميّت را به عنوان مادّه اخذ كنيد مىتوانيد بگوئيد بر حيوانيّت و بر انسان تقدّم دارد. امّا، اگر جسميّت را به عنوان مادّه اخذ نكنيد بلكه به عنوان مفهوم جنسى لحاظ كنيد، در اين صورت دو چيز نيست. همان مفهوم نوع است كه «على نعت الابهام» اخذ شده است و همان ماهيّت است. از اينرو، تقدّمش بر نوع، از قبيل «تقدم الشىء على نفسه» خواهد بود. تقدّم جسميّت در صورتى است كه آن را به معناى مادّه اخذ كنيد. زيرا، مادّه «جزء الماهية» و «جزء نوع» است. و خود يك ماهيّت تام به شمار مىرود. صورت هم به عنوان يك ماهيّت در كنار آن قرار مىگيرد؛ مجموعه آنها يك ماهيّت سومى را بنام «نوع انسان» تشكيل خواهد داد. و چون جزء است مىتوان گفت بر «كل» تقدم دارد.
از منظر ديگر، اگر جسم را به معنائى قابل حمل لحاظ كنيم؛ يعنى آن را «لا بشرط» از حمل در نظر بگيريم، آنسان كه هرگاه در مورد انسان بگوئيم: «جسمٌ نام متحركٌ بالارادة ناطق» يعنى جسم را بر كلّ انسان حمل كنيم، ديگر نتوان گفت بر انسان تقدّم دارد. زيرا، در اين صورت، جسميّت خودِ انسان است. (الانسان جسمٌ) امّا، اگر جسم را به معناى «بشرط لائى» لحاظ كنيم، مىتوانيم بگوئيم اين، چيزى غير از انسان است. انسان از جسميّت به علاوه شىء ديگر پديد مىآيد. در اين صورت است كه جسميّت مىتواند بر كُلّ (انسان) تقدم داشته باشد.
به هر حال، اگر جسميّت را اينگونه فرض كنيم كه جايز باشد آنسان قرار