شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٤٣ - تنظير انتزاع بى نهايت مفاهيم كلّى به مفاهيم رياضى
حال، از آنرو كه از مصاديق متعدد حكايت مىكند، كلّى گفته مىشود. آنگاه، خود اين دو مفهوم را با هم مىسنجيد و مفهوم ديگرى را از آندو انتزاع مىكنيد كه نسبت به آن دو مفهوم «ما به الاشتراك» محسوب مىشود. در نتيجه، مفهومِ جديد كه «معقول ثانى» است مصاديقى دارد كه آنها همان «معقولاتِ اولى» هستند. چنانكه گفته مىشود انسان و غنم و بقر، نوع هستند. مفهوم نوع را بر آنها اطلاق مىكنيم. مفهومِ نوع، مفهوم واحدى است و در نفس هم با يك صورت جزئى و مشخص موجود است. وقتى اين صورت را با چند صورت ديگر (انسان، غنم و بقر) كه آنها نيز در نفس موجودند مىسنجيم؛ مىبينيم قابل انطباق بر آنها مىباشد. و از همينرو، مشترك بين همه آنها است. و با يك لحاظ خاصّى عنوان «نوع» از آنها انتزاع گرديده است. مفهوم كلّى نيز چنين است. زيرا كلّىِ منطقى از معقولات ثانيه منطقى است كه بر چند مفهومِ موجود در ذهن، منطبق مىگردد.
اكنون اين سؤال پيش مىآيد كه آيا مفهوم كلّى، خود چه مفهومى است؟ پاسخ اين سؤال روشن است. زيرا، كلّى هم كلّى است. بار ديگر هم كه به مفهوم كلّىِ نو پديد مىنگريم مىبينيم آن هم كلّى است. روند اين بازنگرى را مىتوان تا بىنهايت ادامه داد. يعنى از معقولاتى كه در ذهن وجود دارد مىتوان با نگاه دوباره، يك مفهوم ديگرى بدست آورد، كه اين مفهوم از آن جهت كه قابل انطباقِ بر مفاهيم پيشين است كلّى است. و همينطور در نگاه سوّم و چهارم و... تا بىنهايت!
تنظير انتزاع بىنهايت مفاهيم كلّى به مفاهيم رياضى
نظير آنچه در باب انتزاع مفاهيم كلّى گفته شد در رياضيات هم وجود دارد. نفس مىتواند مفاهيم متعدّد رياضى را انتزاع كند هرچند بالفعل توجهى بدان ندارد. نفس مىتواند چنين روابطى را تا بىنهايت لحاظ كند. به عنوان