شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٤ - اثبات استحاله انتقال عَرَض
مىتواند از آن موضوعْ منتقل شود، نمىتوانيم به طور دقيق درباره آن داورى كنيم و بگوييم عرض است يا جوهر! زيرا، درباره اين شىء تنها اين لحاظ را داشتهايم كه آيا ممكن است به موضوع ديگرى منتقل شود يا نه؟ بدون آنكه روى پاى خود ايستادن را پس از انتقال از موضوع براى آن لحاظ نماييم. بىشك، اين معيار، دليل قاطع بر جوهريت كيفيات نخواهد بود.
اثبات استحاله انتقال عَرَض
مصنف، پس از پرداختن به يك بحث جَدَلى با خصم و پيش از آنكه شقوق باقى مانده فرض جوهريتِ كيفيات را ابطال كند، برهانى را بر استحاله انتقال عَرَض اقامه مىكند.
شرح برهان: وقتى عَرَض مشخصى در يك موضوع شخصى وجود دارد به طور مثال بياض شخصى كه بر روى يك صفحه كاغذ خاص قرار دارد. نخست به سراغ دليل آن مىرويم كه چرا اين بياض خاص در اين صفحه كاغذ وجود دارد؟ البته، ما مىدانيم كه بياض داراى ماهيّتى است؛ امّا، اكنون در صدد آن نيستيم كه اثبات كنيم ماهيّت آن جوهر است يا عرض! هر چند مفروض ما اين است كه ماهيّت بياض، عرض است. آنچه در اين مرحله براى ما مهمّ است اين است كه انتقال عرض از موضوع خود را ابطال نماييم.
در اين مرحله جاى اين بحث نيست كه آيا بياض، عَرَض است يا جوهر. بلكه بحث در اين باره است كه علّت تحقق اين بياض خاصّ در اين ورق خاص چيست؟
ماهيّت بياض به طور مطلق نيازمند به اين كاغذ خاص نيست. زيرا، بياض در جاهاى ديگر نيز وجود دارد. بنابراين پرسش مذكور درباره ماهيّت بياض به طور مطلق نيست. بلكه درباره بياض خاصّى است كه در اين ورق خاص قرار دارد.