شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٣٧ - تأكيد استاد بر حقانيّت نظر شيخ
سنجشى را انجام ندهيم و به اين نتيجه نرسيم كه مفهوم مىتواند حاكى از اشياء كثير باشد؛ نمىتوانيم آن را متصف به كليّت بدانيم.
بنابراين، چنانچه حيثيّتِ آليّتِ مفهوم را لحاظ نكنيم و بدان از آن آنرو كه ابزارى براى حكايت از اشياء خارجى است، ننگريم، چنين امرى، كلّى نخواهد بود؛ بلكه يك امرِ شخصى است كه در نفس پديد آمده است.
ديدگاه صدرالمتألهين درباره ملاكِ كليّت
صدرالمتألهين(رحمه الله) درباره ملاكِ كليّت، با جناب شيخ مخالفتِ صريح دارد. اين فصل يكى از فصولى است كه صدرالمتألهين در موارد متعدّدى برخلافِ شيخ اظهار نظر كرده است. از جمله درباره ملاكِ كليّت[١].ايشان بر اين باور است كه حيثيّتِ كليّت، حيثيّتِ قياسى نيست. بلكه حيثيّت كليّت تنها به خاطر معقول بودن و عقلانيّت است. از اينرو، به نظر صدرالمتألهين، اگر يك شىء عقلانى داشته باشيم، هرچند كه در نفس موجود نباشد، خودش «فى حدّ ذاته» امرى عقلى باشد، مىتوان آن را كلّى دانست.
بنابراين، ملاكِ كليّت در نظر ايشان، معقول بودن و تعقّلى بودن است.
تأكيد استاد بر حقانيّت نظر شيخ
درباره ملاك كليّت، آنگونه كه ما تصوّر مىكنيم حقّ با جناب شيخ است. زيرا، اگر به راستى اين جهت در مفهوم لحاظ نشود كه مفهوم با امور متعدّد مقايسه مىشود و قابل انطباق بر آنها است، كليّتى تحقق نخواهد يافت. لحاظِ مقايسه و آليّت و حكايت از اشياء متعدّد است كه مفهوم را به صورت كلّى در مىآورد. وگرنه، از آن جهت كه خودش در نفس موجود است و با نظر
[١] ر.ك: الاسفار الاربعة، ج ٢، ص ٢ ـ ١٥؛ و ج ١، ص ١٩٨.