شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤١٨ - حقانيّت نظر شيخ درباره ملاك كليّت
حمل بر كثيرين داشته باشد. و به ديگر سخن، مفهومى باشد كه قابل اطلاق بر چند فرد باشد.[١]
ديدگاه صدرالمتألهين درباره ملاك كليّت
ديدگاه صدرالمتألهين درباره ملاك كليّت به نحوه وجود برمىگردد. ايشان ملاك كليّت را صدق بر كثيرين و حمل بر كثيرين نمىداند. و بنظر وى چنين تعبيراتى حاكى از ملاك حقيقى نيست و تنها بعنوان اصطلاحات منطقى لحاظ مىشود. ملاك حقيقى در نظر وى آن است كه وجودى به گونهاى باشد كهوجودهاى ديگر از آن بتراود؛ و آن وجود بر وجودهاى ديگر احاطه داشته باشد. بنابراين، از نظر صدرالمتألهين، كلّيت مساوق با وجود عقلى است. از اينرو، با نظر جناب شيخ به طور صريح مخالفت مىكند؛ و مخالفت خود را در تعليقه خود بر الهيات شفاء آشكار مىسازد.[٢]
حقانيّت نظر شيخ درباره ملاك كليّت
امّا بنظر مىرسد كه در باب ملاك كلّيت، حقّ با جناب شيخ است. زيرا، كلّى و جزئى از اقسام مفهوم است. و اگر در وجود بكار رود به يك اصطلاح ديگر است. مفهوم است كه هرگاه آن را با مصاديق خارجى بسنجيم مىبينيم از دو حال خارج نيست:
[١] گاهى تعبيرات ديگرى بجاى تعبيراتِ ياد شده بكار مىرود. چنانكه مىگويند: اشتراك در كثيرين داشته باشد؛ يا صدق بر كثيرين بكند؛ و يا انطباق بر كثيرين داشته باشد. امّا، صدرالمتألهين بر آن است كه كليّت مربوط به اين نيست كه مفهومى از لحاظ انطباقش بر مصاديق قابل صدق بر كثيرين باشد؛ يا اضافهاى به كثيرين داشته باشد. به نظر وى، حيثيت اضافه و مقايسه نيز ملاك كليّت نيست. ملاك كليّت در نظر صدرالمتألهين به نحوه وجود برمىگردد. از همين رو است كه مىگويد: چيزى كه وجودش وجود عقلى باشد؛ با كليّت مساوق است. زيرا، چنين موجودى در مرتبه علّت است؛ و معلولاتِ كثيرهاى از آن صادر مىشود. و هر يك از اين معلولات شعاعى از آن محسوب مىشوند. (ر.ك: تعليقه صدرالمتألهين بر الهيات شفا، ص ١٨٠) [٢] ر.ك: تعليقه صدرالمتألهين بر الهيات شفا، ص ١٨٠.