شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٧٨ - تقسيم منطقىِ قضايا
داشت؟ و جزو كدام دسته از قضايا خواهد بود؟ آيا جزو قضاياى طبيعيه است. يا قضاياى حقيقيه يا خارجيه؟ و در صورت اخير، در حكم قضاياى كليه است يا جزئيه و شخصيه؟
مصنف مىگويد چنين قضيهاى به اصطلاح منطقى، قضيه مهمله است؛ زيرا، سور ندارد. قضيهاى كه سور ندارد از نظر منطقى مهمله است.
امّا، بايد توجه داشت كه قضيّه مهمله در منطق غير از قضيه مهمله در اصطلاح اصوليين و ادبا است. چنانكه گاهى در قضيهاى حكمى براى طبيعتى ثابت مىشود و معلوم نيست براى كلّ افراد طبيعت است يا بعض افراد؛ در اين قضيه، سور اهمال شده است. ولى در واقع حكم يا براى كلّ افراد است و يا براى بعض افراد؛ به هر حال، قضيه يك نوع ابهامى دارد. و اين يك اصطلاح است. امّا، مهمله در اصطلاح منطق، يعنى آن كه موضوع قضيه، نفس الطبيعه است، در حالى كه از همه قيود حتى از قيد اطلاق و از قيد تجريد نيز تهى و مجرّد باشد. در اين صورت، تنها جنبه حال دارد و قيد موضوع نيست. يعنى تنها اشاره به اين دارد كه موضوع هيچگونه قيدى ندارد. موضوع در چنين قضيهاى يك ماهيت من حيث هى خواهد بود. و قضيه با اين موضوع، قضيه مهمله به اصطلاح منطق خواهد بود.
به هر حال، قضيهاى كه موضوع آن نفس الطبيعه و ماهيت من حيث هى باشد، چنين قضيهاى محصوره نيست؛ و قضيهاى كه سور ندارد طبقِ اين اصطلاح، «مهمله» خوانده مىشود. نمىتوان حكم را در آن براى كلّ يا براى جزء منظور داشت. زيرا، اساساً در اين قضيه، كلّ و جزئى مطرح نيست. چنان كه احدالنقيضين هم برايش ثابت نيست. و پاسخى به اين سؤال كه آيا «احد طرفي النقيض» برايش ثابت است يا نيست؟ وجود نخواهد داشت.
(اللهمّ الاّ ان تجعل...) مگر اينكه شما «انسانية من حيث هى» را كه موضوع قضيه است عنوان براىانسان خارجى قرار دهيد؛ آنسان كه ديگر موضوع به