شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٧٥ - غيريّت با عينيت انسانيّت زيد با انسانيّت عمرو
تنها وقتى مىتوان از ماهيت و انسانيّتِ من حيث هى سخن گفت كه حقيقتاً قيدِ «در زيد بودن» را لغو انگاشته شود. وگرنه، حتى اگر بگوييد انسانيّتى كه در زيد بوده و قيدِ آن را اسقاط كردهايم، باز اعتبارى زائد بر اصل انسانيّت خواهد بود.
بنابراين، فقط بايد گفت انسانيّت من حيث هى چگونه است؟ آيا غير از انسانيّتى است كه در عمرو است يا عين انسانيّتى است كه در عمرو است؟
فَاِنْ سَئَلَنا سائِلٌ وَقالَ: اَلَسْتُمْ تُجيبُونَ وَتَقُولُونَ: اِنَّها لَيْسَتْ كَذا و كَذا، وَكَوْنُها لَيْسَتْ كَذا و كَذا غَيْرُ كَوْنِها اِنْسانِيَّةً بِما هِىَ اِنْسانِيَّةٌ. فَنَقُولُ: اِنّا لا نُجيبُ بِاَنَّها مِنْ حَيْثُ هِىَ اِنْسانِيَّةٌ، لَيْسَتْ كَذا، بَلْ نُجيبُ اَنَّها لَيْسَتْ مِنْ حَيْثُ اِنْسانِيَّةٌ كَذا، وَقَدْ عُلِمَ الْفَرْقُ بَيْنَهُما فِى الْمَنْطِقِ.
اشكال: اگر كسى چنين اشكال كند كه شما خود مىگوييد «الانسانية من حيث هى لا موجودة و لا معدومة؛ لا كلّية و لا جزئيّة»، عليرغم اينكه موضوعِ قضيه «الانسانية من حيث هى» است چگونه «لا كلى و لا جزئى» را بر آن حمل مىكنيد؟
انسانية من حيث هى، هيچكدام از آنها را ندارد. در حالى كه شما يك محمول براى آن اثبات كرديد. به عبارت ديگر: شما از مقام ذات انسانيّت و از ماهيّت انسانيت و از انسان به حمل اوّلى بحث مىكنيد؛ امّا مىگوييد چنين موضوعى، لا كلى و لا جزئى!
به ديگر سخن اگر «انسانيّة من حيث هى» موضوع قرار داده شود هيچ چيز غير از خودش بر آن حمل نمىشود، در صورتى كه همين «لا موجود بودن» و «لا معدوم بودن» غير از اصل انسانيّت است. پس چگونه اين امور را براى اصل انسانيّت اثبات مىكنيد؟!
پاسخ: پاسخ اشكال فوق، اين است كه محمول در قضيه مذكور گرچه با حمل اوّلى است امّا، از قبيل ايجاب عدولى نيست. يعنى منظور آن نيست