شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٤٩ - مرتبه فوق التمام
خودش را به ديگران نمىدهد، وجود ديگرى دارد كه به ديگران مىدهد. و اين اعطاء، اعطاءِ بدون واسطه است. از خودش به ديگران مىدهد، واسطهاى در اعطاء وجود ندارد.
مرتبه فوقالتمام: حكماء، اين مرتبه «فوقالتمام» را به مبدء اوّل (واجب تعالى) اختصاص داده و مىگويند از چنين وجودى كه از آنِ خودِ او است، نه به سبب ديگرى بر همه اشياء وجود افاضه مىشود؛ در حالى كه اين وجود زائد، بر وجود خودش است.
پس، وجود خودش ثابت است و چيزى از آن كم نمىشود؛ امّا، فيضانِ وجود بر اشياء، از وجودى زائد بر وجود خودش است. و اين فيضان بالذّات است نه به سبب غير. چنين موجودى را «فوق التمام» مىگويند.
حكماء مرتبه «تمام» را مربوط به هر يك از عقول مجرّده كه تجرّدشان تام باشد، مىدانند. ويژگى عقولِ مجرّده اين است كه هر يك از آنها از آغاز وجودش بالفعل است و همه كمالاتِ وجود خود را بالفعل دارد. هيچ كمالِ بالقوّهاى ندارد. منتظر وجود ديگرى نيست كه از آن پديد آيد. اگر چيزى هم از آن پديد آيد نسبت اوّلى با آن ندارد. نسبت اوّلىِ آن به واجب مىرسد. زيرا، از فيضانات ذات واجب مىباشد.
وَجَعَلُوا دُونَ التَّمام شَيْئَيْنِ: الْمُكْتَفي وَالنّاقِص. وَالْمُكْتَفي هُوَ الَّذي اُعْطِيَ ما بِهِ يَحْصُلُ كَمالُ نَفْسِهِ في ذاتِهِ، وَالنّاقِصُ الْمُطْلَقُ هُوَ الَّذي يَحْتاجُ اِلى آخَرَ يَمُدُّهُ الْكَمالَ بَعْدَ الْكَمال. مِثالُ الْمُكْتَفي: النَّفْسُ النُّطْقِيَّةُ الَّتي لِلْكُلِّ، اَعْني السَّمواتِ، فَاِنَّها بِذاتِها تَفْعَلُ الاَْفْعالَ الَّتي لَها وَتُوجِدُ الْكَمالاتِ الَّتي يَجِبُ اَنْ يَكُونَ لَها شَىْءٌ بَعْدَ شَىْء لا تَجْتَمِعُ كُلُّها دَفْعَةً واحِدَةً، وَلا تَبْقى اَيْضاً دائِماً اِلاّ ما كانَ مِنْ كَمالاتِها الَّتى في جَوْهَرِها وَصُورَتِها، فَهُوَ لا يُفارِقُ ما بِالْقُوَّةِ وَاِنْ كانَ فيهِ مَبْدَءٌ يُخْرِجُ قُوَّتَهُ اِلَى الْفِعْلِ، كَما تَعْلَمُ هذا بَعْدُ. وَامّا النّاقِصُ فَهُوَ مِثْلُ هذِهِ الاَْشْياءِ الَّتي في الْكَوْنِ وَالْفَسادِ.