شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣١٤ - نقش ويژگى درونى جسم براى صدور فعل
مُوجِبَةٌ. فَالْخاصِيَّةُ الْمُوجِبَةُ تُسَمّى قُوَّةً، وَهذِهِ الْقُوَّةُ عَنْها تَصْدُرُ الاَْفاعيلُ الْجِسْمانِيَّةُ وَاِنْ كانَ بِمَعُونَة مِنْ مَبْدَء اَبْعَدَ.
يك فرض آن بود كه بگوييم دارنده اين ويژگى، ايجاب كننده است؛ امّا، اگر كسى بگويد ويژگى اى كه در اين جسم وجود دارد، منشأ اولويت يافتن صدور فعل از آن مىگردد. و معناى صحيح اولويت و رجحان يافتن آن است كه اگر مانعى نباشد وجود پيدا مىكند.
حال، اينكه مىگوييم وجود اقتضاء و مرجّح، موجب رجحان و آسان شدنِ كار مىشود آيا بدان معنا است كه در ذات جسم چيزى منشأ اين رجحان مىگردد؛ يا اينكه بالعرض بدان نسبت مىدهيم؟ و چون طبق فرض، فاعل نمىتواند بالعرض باشد؛ پس لاجَرَم در ذاتِ جسم چيزى وجود دارد كه همان منشأ اين تيسير و ترجيح مىگردد. و آن همان قوّهاى است كه صدور فعل را ايجاب مىكند هرچند به مدد مبدء دورتر مىباشد.
لازم به تذكر است كه مقصود مصنف از تعبير «بالعرض» در عبارت متن «لانّ الذى بالعرض هو على احد النحوين المذكورين» معناى عامّى است كه هم بالعَرَض بمعناى خاص و هم بالقسر را در برمىگيرد و مرادِ وى از عبارتِ «على احد النحوين المذكورين» همان بالعَرَض و بالقسر است كه پيش از اين درباره آنها بحث شد.
و مبدء ايجابى بودن قواى جسمانى بدان معنا نيست كه به طور مستقل تأثير مىكنند و نيازمند مفارق و مبدء بالاترى نيستند. بلكه مقصود، اين است كه فاعليّت آنها در طول فاعليّتِ مبادى مجرّد است و با كمك آنها تأثير مىگذارند؛ و در واقع، مبادى جسمانى نقش وسائط را ايفا مىكنند.
وَلْنُؤَكِّد[١] بَيانَ اَنَّ لِكُلِّ حادِث مَبْدأً مادِيّاً، فَنَقُولُ بِالْجُمْلَةِ: اِنَّ كُلَّ حادِث بَعْدَ ما لَمْ
[١] پيش از اين هم مصنف به مطالب اين بخش اشاره كرده بود و در اينجا با بيان مشروحترى آن را مورد تأكيد قرار مىدهد.