شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٧٧ - اقسام قوّه انفعالى
فاعلِ تامّ باشد) انفعالى در مادّه منفعل پديد آيد؛ در اين صورت، آنرا قوّه انفعالى تامّ مىگويند. وگرنه قوّه انفعالى ناقص خواهد بود. پس، قوّه انفعالى گاهى تامّ و گاهى ناقص است. چنانكه قوّه فاعلى نيز گاهى تام و گاهى ناقص است. علامت تام بودن قوّه انفعالى آن است كه هرگاه فاعل تامّى با آن ارتباط پيدا كند لاجرم در آن انفعال پديد مىآيد.
و امّا چگونه قوّه انفعالى به تام و ناقص تقسيم مىشود، پاسخ اين است كه قوّه انفعالى به اعتبار قُرب و بُعد به فعليّت، به تام و ناقص تقسيم مىشود. اگر قريب به فعليت باشد، قوّه انفعالى تامّ ناميده مىشود. و اگر بعيد از فعليت باشد قوّه انفعالى ناقص خوانده مىشود. به طور مثال، امكان اينكه منىّ مرد شود در منى وجود دارد، چنانكه در نوجوان هم امكان مرد شدن وجود دارد. امّا، اين دو امكان با هم فرق دارند. امكان در منى بعيد است؛ امّا، در صبى قريب است. از اين رو، در مورد منى گفته مىشود قوّه انفعالى ناقص وجود دارد. امّا در مورد «صبى» گفته مىشود قوّه انفعالى تام وجود دارد. بنابراين، براى اينكه «صبى» رجل شود تنها بايد قوّه محركهاى از قوّه فاعلى وجود داشته باشد تا آن را از حدّ «صبابت» خارج كرده به حدّ «رجليت» برساند. صبىّ، نيازمند هيچ قوّه ديگرى نيست. بر خلاف منى؛ زيرا، منى نخست نيازمند قوّهاى است كه آن را به حدّ علقه برساند، آنگاه به حدّ جنين برساند، و سپس به حدّ نوزاد و طفوليت، تا به حدّ «رجليّت» برسد. بنابراين، پيش از قوّهاى كه او را به رجليّت برساند بايد قوّهاى باشد كه آن را به حدّ طفوليّت برساند؛ زيرا، اوّل نيازمند آن است كه فعليّتى غير از فعليّتِ «رجليت» پيدا كند؛ آنگاه آماده شود تا به فعليّت «رجليّت» برسد.
در واقع قوّه انفعالى هم، همين قوّه آخر است كه به محض رسيدن قوّه فاعلى به آن، انفعالش حاصل مىشود. قوّه انفعالى بعيد با مسامحه «قوّه انفعالى» ناميده مىشود. مثلا نطفه در حقيقت قوّه انفعالى براى رجوليّت