شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٥٠ - توضيح عبارت متن
معناى عامترى بود؛ قوّت، به مطلق معنايى كه موجب انجام كارهاى سخت مىشود اطلاق مىشد. امّا در اين معنا تنها به آن حالتى اطلاق مىشود كه در فاعل، انفعال هم پيدا نمىشود.
«لانّه كان يَعرض لمن يزاول...» يعنى كسى كه افعال و حركات سخت را انجام مىدهد اين حالت برايش پيدا مىشود كه با انجام آن كارهاخسته مىشود و انفعال پيدا مىكند. و اين انفعالى كه برايش پديدمىآيد مانع مىشود از اين كه او بتواند كار خويش به پايان برد. حال،اگر اين انفعال حاصل نشود و او بتواند كار خويش به پايان برد به طريق اولى سزاوار آن است كه قوى خوانده شود. و چنانچه زود منفعل گردد و خسته شود، ضعف خواهد داشت، و قوّى نخواهد بود. بنابراين، عدم انفعال، دليل بر قوّه است. بدين ترتيب واژه «قوه» از معنائى را كه نخست قوّه ناميده مىشد با ظرافت به معناى دوّم، انتقال يافته است. يعنى به جاى آنكه بر روى مبدئى تأكيد شود كه منشأ حركات سخت مىشود و يا بر نفس انجام دادن حركات شاقّ تأكيد شود، برحيثيّت عدم انفعالش تأكيد مىشود. حتى اگر هيچ كارى هم انجام نداده باشد. همين حيثيّت كه «لاينفعل الاّ يسيرا» موجب شده است كه آنرا، «قوّه» ناميدهاند.
ثُمَّ جَعَلُوْهُ اِسْمَ هذا الْمَعْنى حَتّى صارَ كَوْنُهِ بِحَيْثُ لا يَنْفَعِلُ اِلاّ يَسيراً يُسَمّى قُوَّةً، وَاِنْ لَمْ يَفْعَلْ شَيْئاً. ثُمَّ جَعَلُوا الشَّيْءَ الَّذي لا يَنْفَعِل اَلْبَتَّةَ اَوْلى بِهذا الاِْسْمِ، فَسَمُّوْا حالَتَهُ مِنْ حَيْثُ هُوَ كَذلِكَ قُوَّةً. ثُمَّ صَيَّرُوا الْقُدْرَةَ نَفْسَها ـ وَهِيَ الْحالُ الَّتي لِلْحَيْوانِ، وَبِها يَكُوْنُ اَنْ يَفْعَلَ، وَاَنْ لا يَفْعَلَ، بِحَسَبِ الْمَشيئَةِ، وَعَدَمِ الْمَشيئَةِ، وَزَوالِ الْعَوائِقِ ـ قُوَّةً،[١] اِذْ هُوَ مَبْدَأُ الْفِعْلِ.
[١] تعبير «قوة» مفعول ثانى است براى «صَيَّروا»، از اينرو، جملهاى كه بين دو خطّ تيره آورده شده، ويرايش نيكو و پسنديدهاى است.