شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٤٩ - توضيح عبارت متن
توضيح عبارت متن
واژه «قوّة» و مرادفهاى آن (مانند استعداد) اولين بار براى معنايى كه در موجود حىّ وجود دارد وضع شده است معنايى كه موجود حىّ بواسطه آن مىتواند كارهاى شاقّى را انجام دهد. به طور طبيعى افعال شاقّى كه حيوان انجام مىدهد از قبيل حركات است. اكثر مردم اين حركات را نمىتوانند انجام بدهند. شخص نيرومند به كسى مىگويند كه مىتواند كارهايى را انجام دهد كه بيشتر مردم به لحاظ كمّى يا به لحاظ كيفى نمىتوانند انجام دهند. در مقابل اين معنا، ضعف بكار مىرود. گويا اين معناى نيرومندى، همان شدّت قدرت و توانائى است. و معناى قدرت آن است كه هرگاه فاعل بخواهد بتواند كارى را انجام دهد و اگر نخواهد انجام ندهد. بنابراين، قدرت همواره با اختيار همراه است. قدرت به معناى فلسفىاش با اختيار توأم است و تنها در مورد فاعل مختار بكار مىرود. ضدّ اين قدرت، عجز است.
مصنف، بر آن است كه نخستين معنايى كه عرف از قوّه مىشناخته، همين معنا (نيرومندى انسان و حيوان) بوده است. آنگاه، از اين معنا به معناى ديگرى انتقال يافته است. در اين معناى جديد، ديگر خصوص حيوان و انسان مطرح نيست. اگر چيزى باشد كه با سهولت انفعال نيابد، طبعاً علّتى خواهد داشت كه به واسطه آن، سهل الانفعال نباشد. پس، قوّت به اين معنا عبارت است از حالتى كه به واسطه آن، شىء به سهولت منفعل نمىشود.
و منشأ انتقال از آن معنا به معناى دوّم اين است كه شخص نيرومند وقتى كارهاى شاقّى را انجام مىدهد، معمولا يك خستگى و انفعالى برايش پديد مىآيد. اين خستگى و انفعال، لازمه انجام آن كار است. حال، اگر انفعال نداشته باشد به طريق اولى قوى خوانده مىشود.
پس در معناى دوّم، ويژگى بيشترى را لحاظ كردهاند. معناى نخست،