شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٤ - استدلال ساده بر عرضيّت كيفيات
به اين مطلب مىگويد درباره اثبات خارجى آنها در جاى ديگر بحث كردهايم. در آنجا با كسانى كه در اين باب به جدال و مراء پرداخته بودند و دست به مغالطات و مشاغباتى زده بودند به گفتگو پرداختيم و مغالطات آنها را نقض كرده به آنها پاسخ گفتيم. همچنين اثبات كرديم كه كيفيات محسوس، وجود خارجى دارند.
بنابراين، در اين مجال، «هل بسيطه» را مسلّم تلقى مىكنيم و به بحث درباره «ماى حقيقى» آن مىپردازيم.
به نظر مصنف، آنچه محلّ ترديد واقع شده اين است كه كيفيات محسوسه داراى چه ماهيتى هستند. آيا از قبيل اعراضاند يا از قبيل جواهر؟
سبب اين ترديد آن است كه برخى پنداشتهاند كيفيات محسوسه مانند رنگها و بوها و... جواهرى هستند كه با اجسام ديگر اختلاط پيدا مىكنند. يعنى داخل اجسام مىشوند و جاهاى خالى درون اجسام را پر مىكنند. مانند آبى كه در لباس نفوذ مىكند، رنگ هم چنين حالتى دارد؛ جوهر لطيفى است كه در جسم نفوذ مىكند و به آن، حالتى خاص، مثلا سفيدى مىبخشد.
بنابراين، رنگ ذاتاً جوهر است و حرارت نيز چنين است؛ و ساير اعراض هم نزد اين شخص (قائل) همين حكم را دارند. يعنى آنها هم جوهر مىباشند.
از اينجا مصنف به استدلال سادهاى اشاره مىكند كه برخى بر عرضيّت كيفيات محسوسه اقامه كردهاند. و مىگويد اين استدلال براى قائلين به جوهريّت كيفيات، قانع كننده نيست.
استدلال ساده بر عرضيّت كيفيات
رنگ سياه و سفيد در يك جسم گاهى هست و گاهى نيست، در حالى كه