شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٥٦ - درباره مضاف
مقولات، آورده است. امّا، درباره برخى از مقولات، بحثهاى خاصى مطرح است كه بيشتر جنبه فلسفى دارد، و آنها را اينجا مطرح مىكند.
از جمله مباحثى كه درباره مقولات باقى مانده كه در اينجا در فلسفه اُولى مطرح مىشودـ بحث درباره مقوله «اضافه» است. امّا، ساير مقولات نسبى و مباحث ديگرى كه به ساير مقولات مربوط است به طور عمده در منطق مورد بحث قرار گرفته است و نيازى به تكرار آن در اينجا نيست.
درباره اضافه يك سلسله مباحثى است كه برخى را فهرستوار و به طور مختصر مطرح مىكند و يك بحث نسبتاً مفصلى است كه عمده اين فصل را به خود اختصاص مىدهد.
پيشينيان آن را مقوله مضاف مىناميدند، و دليل اين نامگذارى را آن مىدانستند كه ذهن ابتدا با اشيائى كه داراى صفتى هستند، آشناتر است تا با خودِ آن صفت. به طور مثال با پدر و مادر، آشناتر است تا با صفتِ «پدر بودن» و «مادر بودن».ازاينرو، نخست تعريفى براى مضاف بيان مىكردند و بعد مىگفتند كه اين مضاف بر دو قسم است: الف، مضاف حقيقى؛ ب، مضاف مشهورى.
مضاف حقيقى، همان اضافه است. كه اصطلاح مقوله بر آن منطبق است. لذا، در اينجا هم مصنف طبق روال پيشينيان عنوان بحث را «فى المضاف» قرار داده است؛ نه «اضافه»!
آنگاه، تعريفى از «مضاف» ارائه مىدهد كه آن از اين قرار است: ماهيتى است كه بدون توجه به ماهيت ديگر قابل تعقل نيست. يعنى حتى در مقام تعقّل نيز احتياج به مفهوم ديگرى دارد. زيرا، در اضافه دو تا مفهوم با هم تعقل مىشوند و بايد با يكديگر مقايسه و با هم درك شوند.
آنچه حقيقتاً اضافه را مىسازد، همين وصفى است كه در مقايسه با وصف ديگر تعقل مىشود. ولى گاهى به ذوالوصف و ذوالاضافه كه همان مضاف مىباشد نيز نسبت داده مىشود. از اين رو، مىگوييم «اب» در مقابل