شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٤٥ - توضيح برهان دوّم در قالب عبارت متن
يك خط منحنى رسم مىشود. حال، اين دو خط منحنى مىتواند منظّم باشد به گونهاى كه قوس دايرهاى را تشكيل دهد يا منظم نباشد. بستگى به كيفيت حركتِ آن دارد.
بر اساس آن فرض كه يك طرف بر جاى خود ثابت بوده، تكانى نخورد و از طرف بالا بخواهيم آن را بر روى ميز خم كنيم، در اين صورت، يك قوس نود درجه تشكيل مىشود. امّا، بر اساس فرض ديگر كه هم از طرف بالا آنها را تكان دهيم و هم از طرف پائين (كلاهما ينتقلان) امّا، به گونهاى كه يكى سريعتر بيايد و ديگرى كُندتر، عقب برود؛ و نظم كافى در بين نباشد؛ در اين صورت نيز دو قوس از دو طرف تشكيل مىشود.
و وقتى يك قوس دايره را پديد آورديد يعنى يك نود درجه، ساخته شد؛ در اين صورت مىتوانيد نود درجه را دو برابر يا سه برابر و چهار برابرش كنيد تا يك دايره كامل پديد آيد. و اين مطلب، بر اساس اصول صحيحى است كه ما بدان قائل هستيم.
البته، ممكن است كسانى حرفهاى نامربوطى را مطرح كنند و بگويند: اگر جسمى بخواهد حركت كند و روى جسم ديگرى قرار گيرد، بايد اجزائش از يكديگر جدا شوند. گرچه ما نمىبينيم، ولى اين اجزاء، از هم جدا مىشوند! چنين سخنانى را طريقه نخستين (نفى جزء لا يتجزّى) كه بر اساس اصول صحيح استوار است، نقض مىكند.
وَ اَيْضاً لِنَفْرُضْ جِسْماً ثَقيلا وَ نَجْعَلْ اَحَدَ طَرَفَيْهِ اَثْقَلَ مِنَ الاْخَرِ، تَجْعَلُهُ قائماً عَلى سَطْح مُسَطَّح مُماسّاً لَه بِطَرَفِهِ الاَْخَفّ حَتّى يَقُومَ قائِماً عَلَيْهِ بِحيلَة، وَ اَنَتَ تَعْلَمُ اَنَّ قِيامَهُ اِذا عَدَلَ مَيْلُهُ اِلَى الْجِهاتِ مِمّا يَسْتَمِرّ، وَ اَنّهُ اِذا اُميلَ اِلى جِهَة وَ زالَ الدّاعِمُ حَتّى سَقَطَ فَتَحْدثُ دائِرة[١] لا مَحالَةَ اَوْ مُنْحَن.
[١] منظور از دايره، خطّ منحنى منظّمى است كه هرگاه ادامه يابد، دائره كامل ساخته شود؛ و منظور از منحنى، قوسى است كه منظّم نباشد.