شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٣٨ - توضيح برهان نخست در قالب عبارت متن
دهد و در تشكّل آن مؤثر باشد. جز همين عنصر طبيعى و بسيطى كه دارد پس، جسم بسيط بايد شكلش طبيعى باشد. (اين مقدّمه دوّم).
٣ـ مقدمه سوّم اين است كه همه اجزاء شكل طبيعى بايد متشابه باشد؛ با هم هيچ تفاوتى نداشته باشند.
نتيجه: نتيجهاى كه از مقدمات بالا بدست مىآيد اين است كه تنها شكلى كه مىتواند شكل طبيعى باشد در سطح، دايره است و در حجم، كُره است. زيرا، هر شكلِ ديگرى را در نظر بگيريم، اجزائش متشابه نخواهد بود. تنها دايره است كه در سطوح، همه اجزائش متشابهاند. از اين رو، هرگاه از مركز تا محيط، خطى را رسم كنيد، همه جا آنرا مساوى خواهيد يافت. امّا، در مثلث چنين كارى را نمىتوانيد انجام دهيد. چنانكه در مربع و ساير شكلهاى مسطّح نيز نمىتوانيد چنين كنيد. همچنين در شكلهاى حجمدار، تنها كُره است كه همه اجزائش متشابهاند. لذا، هرگاه در كُره، شعاعى را از مركز تا محيط آنفرض كنيد چنانكه تا بىنهايت شعاع مىتوان در آن فرض كردـ همه آنها مساوى خواهند بود. هيچ فرقى بين اجزاء نيست. بنابراين، تنها شكلى كه به صورت طبيعى است؛ شكل كُره است. و چون جسم بسيط مىبايست شكل طبيعى داشته باشد از اين رو، بايد شكلش كروى باشد. زيرا، هيچ عاملِ ديگرى در تشكّلِ آن دخالت ندارد. و اينچنين بوده است كه كروى بودن افلاك را اثبات كردهاند. و اين مطلبى است كه در طبيعيات بر اساس مبانىِ پيشينيان اثبات مىشده است؛ كه البته، فىالجمله قابل مناقشه است؛ و بر اساس مبانى جديد طبيعى نمىتوان بر آن اعتماد كرد.
توضيح برهان نخست در قالب عبارت متن
«فنقول:...» در طبيعيات از يك راه، وجود دايره اثبات شده است. و آن اينكه:
الف ـ بر اساس آنچه در طبيعيات آمده، روشن است كه در عالم، جسم بسيط وجود دارد. (مقدمه نخست).