شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٢٣ - توضيح راه نخست (راه جدلى)
حال، اگر كلّه قندى به شكل مخروط ساخته شود طبق نظر قائلين به «جزء لايتجزّى»، وقتى اين قند خورد و به اندازهاى ريز مىشود كه به اجزاى غير قابلِ شكستن مىرسد ـ يعنى به آنجا مىرسد كه نه عقلا قابل شكستن است و نه خارجاًـ چنين اجزائى وقتى كنارهم قرار مىگيرند مىتوانند به گونهاى چيده شوند كه خطّ مستقيم را به وجود آورند. امّا اگر بخواهند به صورت منحنى درآيند، بايد به گونهاى چيده شوند كه تقعّر خط منحنى با تحدّبش متفاوت باشد. يعنى بايد جهت خارجى آن با جهت داخلى آن فرق كند. فضاى داخلى خط منحنى از فضاى بيرون خط منحنى كمتر است. در حالى كه اجزاء تشكيل دهنده خط منحنى همان اجزائى هستند كه خطِ مستقيم را مىسازند و با هم فرق نمىكنند.
وقتى اجزاء خط مستقيم، منحنى مىشوند، بين اجزاء آن از خارج فاصلههايى پديد مىآيد، گرچه آن فاصلهها با چشم قابل ديدن نيستند. امّا، براى آنكه منحنى شود لاجرم، سطح درونى آن با سطح بيرونىِ آن فرق خواهد كرد. يعنى بايد اجزاءِ آن از درون به هم متّصل شوند و از بيرون فاصله پيدا كنند. از اين رو،به صورت داندانه، داندانه درمىآيد. پس، خطِ منحنىِ حقيقى وجود ندارد. چنانكه سطح دايره حقيقى هم وجود نخواهد داشت. زيرا، محيط دايره از خطّ مضرّس و دندانهدار تشكيل مىشود.
مصنف براى ابطال اين سخنان، مىگويد: ما همه آنها را صحيح فرض مىكنيم و مىپذيريم كه وجود همه دايرهها، مضرّس است. در هيچكدام از آنها خط منحنىِ حقيقى وجود ندارد. اكنون مىپرسيم آيا مىتوان از مركز دايره كه آن هم «جزء لايتجزّى» است خطى را به محيط دايره، كشيد و وصل كرد؟ يعنى آيا مىتوان براى اين دايره، شعاعى را رسم نمود؟ بديهى است پاسخ اين سؤال مثبت است. كسى نمىتواند بگويد رسم شعاع براى دايره ممكن نيست. حال، ميان مركز دايره كه «جزء لايتجزّى» است با يك جزئى از