شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١١٣ - كيفياتى كه در كميات قرار دارند و اثبات آنها
بنابراين، بايد در برابر كسانى كه وجود حقيقىِ دايره را انكار مىكنند، اثبات كرد كه دايره حقيقى در خارج وجود دارد.
مهندسان، وجود دايره را در همه شكلهاى هندسى به عنوان «اصل موضوع» مطرح مىكنند چنانكه هندسه اقليدس بر همين اساس استوار گرديده است.
جناب شيخ نيز در رياضيات، در باب هندسه، وجود دايره را به عنوان «اصل موضوع» بيان داشته است. بىشك، اصل موضوع بايد در يك علم به اثبات رسد. علمى كه عهدهدار اثباتِ اين اصل موضوعى است، لاجَرَم فلسفه اولى خواهد بود. در فلسفه اولى اثبات مىشود كه دايره حقيقى، وجود دارد. آنگاه بر اساس آن، وجود ساير شكلها نيز اثبات مىگردد. بنابراين، وجود دايره و وجود خطّ منحنى، بديهى نيست. زيرا، چنين نظرياتى با تشكيك قائلين به «جزء لايتجزّى» مواجه شده است. از اين رو، بايد در مقام دفاع و پاسخ به آنها اثبات نمود كه دايره حقيقى و خطِّ منحنىِ حقيقى، وجود دارد.
كيفياتى كه به مقادير، يعنى به كم متصل نسبت داده مىشود، وجودشان بديهى نيست. زيرا، امورى مانند دايره، خط منحنى، كره، استوانه و مخروط و نظاير آن، همه بر وجود دايره، مبتنى مىباشند، از اين رو، نخست بايد وجود دايره را مفروض انگاشت، آنگاه گفت: هرگاه دايرهاى را حول قطرِ آن بچرخانيم يا دايرهاى را در دايره ديگر بچرخانيم، كره بوجود مىآيد. بنابراين، اثباتِ كُره، بر اثبات وجود دايره استوار است. همچنين وجود استوانه، بر اثبات وجود دايره، مبتنى است. نخست بايد دايره را اثبات كرد؛ آنگاه گفت: هرگاه دايره را به گونهاى حركت دهيم كه محاذى مركز خودش خط مستقيمى بر مركز اين دايره عمود شود، و حولِ آن محور، دايره را به طرف بالا بياوريم، استوانه پديد مىآيد.