شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٠٣ - مختار مصنف درباره تعقل جواهر مادى و مجرّد
مختار مصنف درباره تعقل جواهر مادى و مجرّد
تاكنون درباره حجّتى كه شخصِ مستدلّ بدان تمسّك كرده بود سخن گفتيم و آن را نقض كرديم. امّا، سخنى در اثباتِ مذهبِ خود، به ميان نياورديم. و در آيندهاى نه چندان دور، درباره معقولات سخن خواهيم گفت و توضيح خواهيم داد كه هرچه را تعقّل مىكنيم اگر مربوط به طبيعيات و تعليميات باشد؛ تنها صورتى از آنها پس از تجريد در نفس ما تحقق مىيابد. زيرا، چنين امورى، در خارج داراى صورتهايى هستند كه محفوف به عوارضِ مشخصه مادى مىباشند؛ و با چنين عوارضى قابل تعقّل نيستند.
پس، بايد صورت تجريد شدهاى از آنها در نفس يا در عقل، تحقق يابد؛ تا معلوم و معقول گردند. امّا، مجرّدات، اينچنين نيستند چون وجود آنها در خارج، مجرّد است و هيچيك از عوارض مشخصه مادّى همراه آنها نيست. از اين رو، نيازى به تجريد ندارند.
امّا، صرف بودن موجود مجرّد در خارج كافى نيست براى اينكه ما علم به آن پيدا كنيم. زيرا، چيزهاى فراوانى در عالم مجرّدات هستند كه ما علم به آنها نداريم. بنابراين، بايد بين ما و آنها رابطهاى ويژه برقرار شود و نفس ما بايد از آنها تأثير پذيرد تا به دنبال آن، علم به آنها تحقق يابد.
بنابراين، صرف اينكه جوهر معقولى، عين معقوليت باشد؛ و خودش، خودش را درك كند، كافى نيست براى اينكه ما نيز همان را درك كنيم. بلكه بايد در نفس ما تأثيرى ببخشد، تا در پى آن، علم به آنها تحقق يابد. البته، براى حصول اين اثر، احتياجى به آن تجريدات و تقشيرات نيست. صرف رابطهاى كه ما برقرار مىكنيم و اثرى و صورتى از آن در نفس ما حاصل مىشود براى تحقق علم، كافى است.
بنابراين، صور طبيعى و تعليميات كه مجرّد بالذات نيستند، براى آنكه معقول و معلوم واقع شوند بايد در نفس يا در عقلى حاصل شوند. امّا،