تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٤٩ - آيه
نفوذ شيطان در روان انسانى آن اندازه است كه اگر نتواند مجسم شده و تو را بفريبد ، در صورت خيالات در مغز تو جاى مى گيرد ، تا همان خيالات كه شكل خيالى شيطان است تو را در وبال و گناه غوطه ور سازد . اگر خيالات تو فاسد شود بلاها از خيالات تو نمودار خواهد گشت . اين خيالات از اين قبيل است :
خيال رهايى از ناراحتىها ، سوداگرى ، داشتن خانمان ، كسب ، ماجراها و جالبيت نقره و فرزند و زن و خيالات اضافى و اندوهبار و خيال كالا و پوشاكهاى با ارزش و رختخواب و فرش و آسياب و باغ و دشت و . . . گاهى به طمع آب در خيال ابر بارانى و گاهى براى شكم پرورى در انديشهء پرنده آبى كه گوشت دارند . گاهى در خيالات پست و شوخى ، گاهى در خيال صلح و گاهى در خيال جنگ و گاهى در خيال نام و گاهى در خيال ننگ . بيا اين خيالات را از مغز خويشتن دور كن ، اين دل را كه جايگاه تابش انوار الهى است از اين خيالات تهى بدار . از ته دل نه با زبان تنها بگو : لا حول و لا قوه الا بالله .