تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦٠٣ - از ديوار ماديات هر لحظه خشتى برداريد
به هدر مى رود ، اين عوامل بر دو گونه است :
١ - عوامل مربوط به خود انسان .
٢ - عوامل بيرون از اختيار انسان كه شامل محيط طبيعى و اجتماعى و مخصوصاً طبقات رهبر ( اعم از طبقهء حاكمه و مربيان روحى ) مى باشد .
آن چه كه مربوط به خود انسان است پيروى از هوى و هوس و شهوات است كه در دوران جوانى نيروى كافى براى اشباع آنها وجود دارد .
چرا ما اين عامل را به خود انسان مستند ساختيم ؟ براى اين كه انسان معتدل كه داراى روح متعادل است در هر شرطى از شرايط و در ميان هر گونه عوامل محيطى و اجتماعى مقدارى از دريافتهاى انسانى دارد كه مى تواند راهنماى نسبى او بوده باشد مگر فرد جوان در هر حال هم كه باشد نمى داند كه در مقابل همهء تمايلات نفسانى روح و فعاليت روحى هم در درون او وجود دارد ؟ مگر او نمى داند كه حركات منظم هستى سؤالاتى را براى او متوجه مى سازد ؟ او كاملًا از فعاليتهاى عقلانى و وجدانى برخوردار است - آن فعاليتها كه تا به يك عده اصول ثابت و عالى منتهى نشود بىنتيجه خواهد ماند .
با اين حال اگر فرد جوان همه اين مسايل را ناديده بگيرد ، هيچ متفكرى به خود اجازه نمى دهد كه اين ناديده گرفتنها را معلول يك علت جبرى معرفى نمايد ، پس براى فرد جوان كه از نيروى خود در پيش برد كمال روحى بهره بردارى نمى كند عامل اختيارى وجود دارد كه از خويشتن سر چشمه مى گيرد .
اما عوامل بيرون از اختيار خود انسان خيلى زياد است و ما نمى توانيم در اين مبحث در همهء آن عوامل گفتگو كنيم . ما آن جنبهء موضوع را مطرح مى كنيم كه مربوط به مبحث ما است و در اين جنبه طبقات پيش رو را منظور مى كنيم ، مقصود از طبقات پيش رو گروه ها و هيئتها و شخصيتهايى هستند كه ساليان جوانى و برومندى انسانها به شكلى از اشكال در تحت سيطرهء آنها قرار مى گيرد . ما در اين باره چند جمله