تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥١٤ - در جويبار تحول اثرى در دنبال سببى نمودار مى گردد خواه در اين جهان ، خواه در آن جهان
كرده مى گويد :
تاسهء تو آن كشش را شد نشان هست بىكارى چو جان كندن عيان
((١٠٠٠)) اين جهان و آن جهان زايد ابد هر سبب مادر اثر از وى ولد
در جويبار تحول اثرى در دنبال سببى نمودار مى گردد خواه در اين جهان ، خواه در آن جهان در بارهء قانون عليت مطالبى را در مثنوى مى بينيم كه ممكن است از نظر سطحى با يكديگر سازگار نباشند . مثلًا گاهى جلال الدين قانون عليت را به طور مطلق حاكم بر هستى مى داند ، گاهى آن را نقض مى كند و مى گويد :
ديدهاى خواهم سبب سوراخ كن تا سبب را بر كند از بيخ و بن
گاه ديگر مى گويد : در روبناى جهان هستى قانون عليت حكمفرما است ، ولى در زير بناى هستى اين قانون جريان ندارد .
گاهى عليت را تنها به همين جهان فعلى منحصر كرده ، مى گويد : در سراى ابديت مسئلهء زمان و مكان و عليت همه و همه بر چيده خواهد شد . در ابياتى كه فعلًا بحث مى كنيم در هر دو جهان قانون سببيت را جارى مى داند و گاهى نيز در حال تحير ايستاده مى گويد :
از سبب سازيش من سودايىام وز سبب سوزيش سوفسطايىام
آيا مى توان اين نظريات گوناگون را با هم سازگار نمود ؟ مى گوييم : آرى . اما اين كه مى گويد : قانون عليت بر جهان به طور مطلق حكمفرما است . صحيح است ، زيرا ، قانون عليت دو قيافه دارد :
اول - قيافهء مثبت خود عليت كه در همهء نمودهاى جهان هستى حكمفرما است البته مقصود ما از اين قيافهء مثبت معناى كلاسيكى قانون عليت نيست ، بلكه حقيقتى