تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٠٩ - روش حواس در دريافت واقعيات مانند روش معتزله و روش بينايى عقل در رسيدن به حقيقت مانند روش ساير مسلمانان مى باشد
((٦١)) چشم حس را هست مذهب اعتزال ديدهء عقل است سنى در وصال
روش حواس در دريافت واقعيات مانند روش معتزله و روش بينايى عقل در رسيدن به حقيقت مانند روش ساير مسلمانان مى باشد معتزله مى گويد : حواس انسانى اجناس گوناگونى هستند ، يعنى جنس بينايى غير از جنس شنوايى است و همچنين ساير حواس و اين حواس با تمام اختلافى كه دارند از قبيل اعراض غير حساس هستند ، اين است قول اكثر معتزله و از آن جمله ( جبايى ) و ديگران مى باشند . (١) البته مقصود اين نيست كه بگويند ديدن غير از شنوايى است .
اين حقيقتى است كه همه مردم دانا و نادان مى دانند ، بلكه مقصد اينان اختلاف در محصول حواس است كه در درون انسانى به هيچ وجه با هم پيوستگى ندارند ، در صورتى كه جلال الدين بارها در مثنوى از اين مسئله دفاع مى كند كه اگر چه اين حواس ظاهرى اختلافاتى با يكديگر دارند ، ولى هنگامى كه نتايج آنها به درون منتقل مى شوند در يك وحدت عالىتر متحد مى گردند .
اما اين كه مى گويند : « احساسهاى مزبوره خود احساس نمى كنند . » مى خواهند به اين معنى اشاره كنند كه ديدن مثلًا از جنبه عضوى مادى چشم نيست و همچنين شنيدن از جنبه عضوى گوش نيست ، بلكه از آن جهت كه انسان داراى حيات است اين وسايل فعاليت مى كنند و روح احساس مى نمايد .
اما در بارهء عقل از ابو الهذيل كه يكى از سران معتزله است چنين نقل شده است :
(١) مقالات الاشعريين ، اشعرى ، ج ٢ ص ٣١ و ٣٢ كه ابو الحسن على بن اسماعيل اشعرى متوفاى سال ٣٣٠ ه . .