آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٦٢٨ - استعفاى موسى(ع)
از نكات ابهام آن، پرده برمىگيرد. مثلا معنى جمله فَأَرْسِلْ إِلى هارُونَ.[١] اين نيست كه مرا از رسالت معاف دار و بجاى من «هارون» را به رسالت برگزين. بلكه معنى آيه، اين است كه هارون را براى مشاركت با من در انجام رسالتم برگزين و مرا به وسيله او كمك كن. سخن «موسى» أَخافُ أَنْ يُكَذِّبُونِ.[٢] مىترسم كه فرعونيان سخت مرا تكذيب كنند.» و يا فَأَخافُ أَنْ يَقْتُلُونِ.[٣] (مىترسم مرا به قتل رسانند.) بدين معنى نيست كه من از تكذيب و كشته شدن مىترسم، بلكه «موسى» بدين سخنان فزونى عنايت خداى متعال و ايجاد تسهيلات در رسالتش را از او مىخواهد: وَ يَسِّرْ لِي أَمْرِي.[٤] (كار مرا آسان گردان) همان گونه كه مقصود وى از جمله وَ لا يَنْطَلِقُ لِسانِي.[٥] اين است كه خدا با روانى زبان و رسايى سخن بر وى منت نهد و گره از زبان او بگشايد: وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسانِي.[٦] با جمله يَضِيقُ صَدْرِي[٧] دلتنگ شوم»، از خدا شرح صدر مىخواهد رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي.[٨] سرانجام منظور وى از فَأَرْسِلْ إِلى هارُونَ.[٩] اين است كه او را وزير و پشتيبان وى قرار دهد: اجْعَلْ لِي وَزِيراً مِنْ أَهْلِي* هارُونَ أَخِي، اشْدُدْ بِهِ أَزْرِي* وَ أَشْرِكْهُ فِي أَمْرِي.[١٠] نه اينكه رسالت به هارون واگذار شود و «موسى» را از آن معاف دارد. در آنجا كه خدا به موسى مىگويد:
كَلَّا.[١١] (هرگز) براى اطمينان خاطر اوست كه هرگز به او و هارون گزندى نرسد و او در رسالتش كامياب گردد، و سرانجام پيروزى با اوست و در واقع فرعونيان را آن
[١] شعراء، ١٣.
[٢] شعراء، ١٢.
[٣] شعراء، ١٤.
[٤] طه، ٢٦.
[٥] شعراء، ١٣.
[٦] طه، ٢٦.
[٧] شعراء، ١٣.
[٨] طه، ٢٤.
[٩] شعراء، ١٣.
[١٠] طه، ٢٨- ٣٠.
[١١] طه، ٢٨- ٣٠.