آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٥٠٥ - ج - احاديثى كه مسئله قضاء و قدر را مورد بحث قرار داده است
خواست، صفات و حدود هر چيز را برمىشمارد و آنها را پيش از ظاهر كردن پديد مىآورد و با تقدير و برآورد، رزق و روزى آنها را و اندازهگيرى و اول و آخر آنها را معين مىنمايد و با قضاء (حكم و فرمان) جايگاههاى آنها را براى مردم آشكار مىكند و مردم را به آنها راه مىنمايد و با امضاء و تنفيذ، علل آنها را شرح مىدهد و امر آنها را آشكار مىكند. اين است تقدير خداى عزيز عليم.»[١] ٥-
قال امير المؤمنين (ع): «ما غلا احد فى القدر إلّا خرج من الايمان.[٢]
هيچكس در «قدر» غلو نكند و از حدّ آن درنگذرد، مگر اينكه از ايمان بيرون رود.» غلوّ در قدر، همان اعتقاد به جبر است. فرد غلوكننده بر اين باور است، كه كارهاى آدميان به اختيار آنان نيست و به اراده خداى متعال است كه هرگاه بخواهد انجام مىدهد و آدميان در آن نقشى ندارند.
اين اعتقاد، همان مذهب عرب جاهلى است كه اسلام به سختى با آن مبارزه كرده است.
اين حديث به گونه ديگرى نيز قابل تفسير است و آن اينكه غلوّ و زيادهروى نمايانگر تفويض باشد و آن اينكه خداى متعال، اشياء را برآورد و تقدير كرده و آن را رها نموده است كه خود به خود، و سازگار با تقدير الهى پديد آيند، بدون آنكه اذن خداى متعال در پيدايش افعال و آفريدهها، دخالتى داشته باشد اين مذهب، مذهب
[١] . اين حديث بحثى گسترده از مسئله قضاء و قدر است كه با مسائل ديگر، مانند دانش ازلى و مشيت خدا مرتبط است. نويسنده براى درك بهتر مضمون حديث، جملههاى آن را تجزيه و در پى يكديگر، بازگو كرده است كه به همان شكل نقل و ترجمه شد، و به دليل بيرون بودن از حوصله بحث، شرح و تفسيرى داده نشد. علاقمندان مىتوانند به شرح« علامه مجلسى» در بحار الانوار( ج ٥، ص ١٠٢- ١٠٤) مراجعه كنند.« سيد عبد اللّه شبّر» نيز تحقيقى گسترده پيرامون اين حديث دارد كه در كتاب با ارزش او به نام« مصابيح الانوار فى حل مشكلات الاخبار» جلد ١، ص ٤٨- ٥٨ آمده است.
[٢] . ثواب الاعمال، صدوق، ص ٢٠٥- بحار الانوار، ملا محمد باقر مجلسى، ج ٥، ص ١٢٠، شماره ٦٠.