آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٦٤٤ - ٩ - شتاب يونس(ع)
دعوت او را اجابت نكردند تا اينكه از آنان نااميد شد و احساس كرد كه وقت نزول عذاب بر آنان نزديك است. بنابراين، آنان را ترك نمود، زيرا تا پيامبرى در ميان جامعهاى به سر برد، عذاب بر آنان فرودنيايد: وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فِيهِمْ.[١] اين وظيفه پيامبران است كه سرزمينى را كه مقرر است عذاب بر آن فرودآيد، ترك كنند.
بر طبق اين قانون آسمانى، يونس مردم خود را ترك كرد، ولى بدون آنكه اذن خاصى از سوى خداى متعال درخواست كند، بدان گمان كه اين كار وظيفه اوست كه از پيش به گونه عام معين شده است و به اذن خاص نيازى ندارد.
اين است آنچه خدا به حساب او گذارده و ترك اولايى از او بر شمرده كه شايسته نيست از كسى چون او- كه پيامبرى است بزرگ- سر بزند.
با اين توضيح، مفهوم جمله فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَيْهِ. نيز روشن مىشود و اين آيه، بدان معنى است كه «يونس» بر اين باور بود كه اين كار وظيفه خاص اوست و خدا او را بر اين كار مؤاخذه نخواهد كرد. ولى چون پى برد كه باور او به خطا بوده و ترك اولى كرده است، به اندوه و غم گرفتار آمد و به زارى و تضرع و درخواست آمرزش به درگاه خداى متعال روى آورد تا مگر وى را بر آنچه از او سرزده است ببخشايد.
خدا به پيامبر اسلام (ص) از روى پند و اندرز مىگويد: « [اى رسول، تو (بر انكار و آزار كافران) براى حكم خداى خود صبر كن] و مانند يونس كه از خشم در عذاب امت شتاب كرد، مباش كه (عاقبت پشيمان شد و در ظلمت شكم ماهى) به حال غم و اندوه، خدا را (بر نجات خود) خواند.» وَ لا تَكُنْ كَصاحِبِ الْحُوتِ إِذْ نادى وَ هُوَ مَكْظُومٌ.[٢] با توجه به آنچه گفته شد، نه نافرمانبردارى از يونس سرزده و نه با دستور صريح خدا مخالفت كرده و نه به خداى عظيم بدگمان بوده است.
[١] انفال، ٣٣.
[٢] ر. ك: مجمع البيان، ج ١٠، ص ٣٤١.