آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٥٩ - درس صدم آيا جز خدا كسى، تأويل قرآن را مىداند؟
وَ هذَا النَّبِيُّ وَ الَّذِينَ آمَنُوا.[١] در پاسخ گفته مىشود: اگر چه اين دو دانشمند بزرگ، پيرامون حكمت و دانشهاى عقلى، جايگاهى برجسته دارند، ولى آگاهى گسترده آنان در دانشهاى عقلى، آنان را به همين اندازه، از دانش ادبيات و علوم نقلى، دور كرده است. اين دو دانشمند، علت نظريه خود را بيان نكردهاند كه چگونه مبانى فصاحت اين چنين حكم مىكند، در حالى كه ما گفتههاى پيشوايان ادب را، مبنى بر ترجيح عطف، بر استيناف، در اين باره گفتهايم.
«امام فخر رازى» مىگويد: «اگر جمله «و الرّاسخون فى العلم» به پيش از خود عطف مىشد، بايد جمله حاليه كه پس از آن است، با «واو» آغاز و گفته مىشد:
يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ ... گويا او فراموش كرده است كه اگر جمله حاليه با فعل مضارع آغاز شود، لازم است كه بدون «واو» باشد، چنانكه «ابن مالك» در باب حال «الفيّه» خود مىگويد:
|
و ذات بدء بمضارع ثبت |
حوت ضميرا و من الواو خلت |
|
«علامه طباطبايى» (ره) نيز فراموش كرده است كه بسيارى از عمومات در قرآن هست كه به يقين شامل پيامبر نيز مىشود، ولى نام وى اختصاصا برده نشده است و از آن جمله است، آيات زير:
شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ وَ الْمَلائِكَةُ وَ أُولُوا الْعِلْمِ قائِماً بِالْقِسْطِ.[٢] إِنَّ الَّذِينَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلائِكَةُ.[٣] إِنَّ اللَّهَ يُدافِعُ عَنِ الَّذِينَ آمَنُوا.[٤] إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ.[٥]
[١] آل عمران، ٦٨.
[٢] آل عمران، ١٨.
[٣] فصّلت، ٣٠.
[٤] حج، ٣٨.
[٥] فاطر، ٢٨.