آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٤٦ - درس نود و نهم حقيقت تأويل
ذلِكَ الْكِتابُ لا رَيْبَ فِيهِ هُدىً لِلْمُتَّقِينَ.[١] (اين كتاب بىهيچ شك راهنماى پرهيزكارانست.
آيه: بَلْ هُوَ قُرْآنٌ مَجِيدٌ فِي لَوْحٍ مَحْفُوظٍ[٢] نيز به اين معنى است كه در دانش خداى متعالى، مقدر است كه اين قرآن مجيد، از نيرنگ و فريب خائنان و تحريف راهروان راه باطل، مصون و محفوظ بماند و در معرض انديشه و دستبرد بدان قرار نگيرد.
ما در اين گفتار به آيات اندكى استناد كرديم، زيرا تفصيل اين گفتار را به خواست خدا به گفتار «تفسير» واگذار كردهايم.
*** فرض مىكنيم بجز قرآنى كه در دست ماست، قرآن ديگرى، مستقل از اين قرآن وجود دارد. فايدهاى كه از اين قرآن متصور است چيست؟ آيا در آنجا كسانى هستند كه بدان عمل كنند؟ يا آنكه آن براى روزى ديگر اندوخته شده است؟
همان گونه كه ارزاق عمومى براى روزهاى كميابى ذخيره مىشود، و يا همانند مالى كه براى روز نياز اندوخته مىگردد. وانگهى بفرض آنكه چنين قرآنى وجود داشته باشد، اينان چه دليلى دارند كه اين قرآن ذخيرهشده را «تأويل» و «وجود عينى» براى قرآن كه در دسترس است، بدانند؟ اگر چيزى داراى دو وجود باشد، وجودى در دسترس و وجودى محفوظ، آيا درست است كه يكى از دو وجود را «تأويل» وجود ديگر بدانيم؟! اين نظر چيزى جز سخن از روى احسان نيست كه با پوشش عرفانى گفته شده و دور از جدل و تحقيق و استدلال است و تنها يك استحسان عقلى محض است.
[١] بقره، ٢.
[٢] بروج، ٢٢.