آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٤٥٦ - ب -«استهزاء» و«خديعه» يا سخريه و نيرنگ
وَ لا يَأْتُونَ الصَّلاةَ إِلَّا وَ هُمْ كُسالى وَ لا يُنْفِقُونَ إِلَّا وَ هُمْ كارِهُونَ.[١] منافقان به نماز نيابند جز به حال اكراه و كسالت، و انفاق نكنند جز آنكه سخت كراهت دارند.
كوتاه سخن آنكه منافق نيرنگباز، به نيرنگ مؤمنان مىكوشد و روشهاى فريب را به كار مىگيرد، ولى واقعيت، با او مقابله مىكند و سرانجام اوست كه فريب مىخورد، زيرا:
١- نيرنگهاى او آشكار مىگردد و سرانجام: آثار بد آن دامنگير خود وى خواهد شد: وَ لا يَحِيقُ الْمَكْرُ السَّيِّئُ إِلَّا بِأَهْلِهِ.[٢] (مكر و تدبير ناشايسته جز به اهلش نرسد.) ٢- با توجه به بىاعتقادى كه انجام تكاليف را براى مكلف معتقد آسان مىكند، بايد بار سختى و رنج انجام تكاليف را به دوش كشد.
٣- از بيم كشف واقعيت پليد خود و رسوايى ناشى از آن، زندگى نگرانكنندهاى را خواهد داشت كه خواب راحت را از چشم او مىبرد.
بر همين پايه، تعبير به «استهزاء» و مسخره كردن آنان نيز قابل توجيه است.
آنان بر آنند كه مؤمنان را به مسخره گيرند، ولى خداست كه آنان را به مسخره مىگيرد، زيرا با اقرار ظاهرى آنان به قبول اسلام، خدا بار تكاليف پررنج اسلامى را بر دوش آنان بار مىكند، در همان حال، ترس آنان از كشف نيرنگهاى آنان و رسوا شدنشان در هر لحظه و نگرانى هميشگى و سرانجام عذاب اخروى كه سختتر و جاودانه است، هميشه همراه آنان است.
بنابراين، تعبير به «استهزاء» از سوى خداى تبارك و تعالى، سخنى است، مجازى به رعايت همگونى الفاظ با يكديگر كه از فنون بديع است. و خداى متعال با آنان، آن رفتارى را كند كه به كار مسخرهكنندگان، شبيه است، زيرا آنان را در راهى- كه پايان آن را نمىدانند- رها مىكند، تا بىهيچ راهنمايى به گمراهى و خبط و خطا گرفتار آيند و سرانجام دست نيرومندى، گريبان آنان را بگيرد و به گفته
[١] برائت، ٥٤.
[٢] فاطر، ٤٣.