آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٤٣ - درس نود و نهم حقيقت تأويل
اين آيات نمايانگر آن است، قرآنى كه نازل شده است، از نظر خداوند امرى برتر و استوارتر از آن است كه انديشه بشر بدان دست يابد يا آنكه دستخوش تكه تكه شدن و جدا شدن گردد، ولى خداى متعال از روى عنايت به بندگان خود، آن را كتابى قرار داد كه شايسته خواندن باشد و آن را در پيكر زبان عربى ريخت تا شايد انديشه كنند، آنچه را كه تا وقتى در امالكتاب باشد، راهى براى تعقل و شناخت آن نيست، چنانكه خداى متعال فرموده است:
كِتابٌ أُحْكِمَتْ آياتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِنْ لَدُنْ حَكِيمٍ خَبِيرٍ.[١] (اين قرآن) كتابى است (با دلايل) محكم كه از سوى خداى حكيم و آگاه بر حقايق عالم، بسيار روشن بيان گرديده است.
محكم و استوار بودن آيات قرآن به اين معنى است كه قرآن در نزد خدا داراى هيچ جدايى و فصل نبوده و «تفصيل» به اين معنى است كه خداوند آن را فصل فصل و آيه آيه بر پيامبر (ص) فروفرستاده است.[٢] شايد آنچه را كه «ابن تيميه» گمان كرده است، از آميختن موضوع «مصداق» با «تأويل» سرچشمه گرفته باشد. اسمى كه بر «وجود عينى»، گفته مىشود، اصطلاحا «مصداق» ناميده مىشود و هيچگاه اسم «تأويل» به «وجود عينى»، گفته نشده است. هر لفظى داراى مفهومى است كه انديشه انسان، آن را از دلالت آن لفظ تصور مىكند و نيز داراى مصداقى است كه مفهوم ذهنى، در خارج، با آن تطبيق مىكند. مانند سيب، كه مفهومى دارد و آن وجود تصوريش در ذهن است. نيز مصداقى دارد كه وجود عينى آن، در خارج از ذهن است و داراى آثار و ويژگيهاى طبيعى است و هيچگاه اسم «تأويل» به وجود خود سيب، گفته نشده است.
منشأ اشتباه از بكار گرفتن معنى تأويل از اصل ريشه لغوى آن است كه به معنى «مآل» و سرانجام كار است، يعنى آنچه كه امر شىء بدان بازمىگردد، چنانكه در قرآن آمده است:
[١] هود، ١.
[٢] رجوع شود به: الميزان، جلد ٥، صفحههاى ٢٥ و ٤٥ و ٤٩ و ٥٤ و ٥٥.